مقاله user860

2-2-6-مدل CIDCMاین مدل توسط مرکز توسعه بین‌المللی و مدیریت تضاد در دانشگاه مریلند تهیه و در سال 2001 تحت عنوان گزارش «مذاکره نمونه شبکه» انتشار یافته است. هدف این مدل آماده سازی بستر گسترش میزان نفوذ فناوری اطلاعات و ارتباطات در کشورهای در حال توسعه به خصوص کشورهای آفریقایی بوده و این امر را به ویژه از طریق شناسایی تصمیم‌گیرندگان کلیدی در این حوزه و تلاش برای بهبود فرآیندهای مذاکره میان آنان دنبال می‌کند تا در نهایت ضریب نفوذ ICT به درون دولت، سازمان‌های غیردولتی و بخش خصوصی افزایش یابد. در این مدل چهار گروه از عوامل شامل: پیشینه و تاریخ، ساختار، بازیگران کلیدی و کیفیت مذاکرات میان آنان و سیاست‌های توسعه اینترنت و ICT کشور اندازه‌گیری می‌شود. در عامل پیشینه و تاریخ، شاخص‌هایی از قبیل اقتصاد، سطوح آموزشی، زیرساخت‌های موجود، در عامل ساختار شاخص‌هایی از قبیل نوع حکومت، شیوه سیاست‌گذاری، در عامل بازیگران کلیدی در توسعه اینترنت شاخص‌هایی از قبیل مسئولیت ها و اهداف نقش‌آفرینان مرتبط در دولت، کسب و کارهای محلی و خارجی، دانشگاه‌ها، سازمان‌ها، در عامل کیفیت مذاکرات میان آنان و سیاست‌های توسعه اینترنت و ICT کشور، هر جنبه از توسعه اینترنت و سیاست فناوری اطلاعات و ارتباطات در یکی از چهار مرحله پیشت جاری، تجاری، رقابتی و تثبیت‌شده دسته‌بندی می‌شود. [13]
2-2-7-مدل TOHOSTCA در این مدل که در مقیاس سازمانی و ویژه مراکز آموزش عالی و از منظر خاص سنجش سطح آمادگی برای یادگیری الکترونیکی طراحی شده است، وضعیت مؤسسه در سه عامل اصلی توانایی ذی‌نفعان موسسه آموزش عالی، ظرفیت یادگیری ذی‌نفعان و تسهیلات برای یادگیری فناوری؛ با 11 شاخص فرعی مرتبط به صورت کمی اندازه گیری می‌شود. اعتبارسنجی مدل با تشکیل گروه خبره و طرح سوا لاتی و انجام مصاحبات شکل گرفته است. [14]
2-2-8-مدل OITIM
این مدل برای تعیین شاخص‌های آمادگی سازمانی در راستای نوآوری در سیستم‌های اطلاعاتی در مقیاس سازمانی و در بخش سلامت و بهداشت طراحی شده است. مطالعه مذکور در آغاز با بهره‌گیری از یک گروه کارشناسی و روش دلفی هفت بعد آمادگی دانشی، آمادگی مهارتی کارکنان، آمادگی فنی، آمادگی عملیاتی، آمادگی فرآیندها، آمادگی منابع و آمادگی ارزش‌ها و هدف‌ها را به عنوان ابعاد معرف سطح آ ما سازمان تعیین کرده و سپس شاخص‌هایی برای سنجش هر بعد مشخص می‌کند. در این مدل، چرخه توسعه سیستم‌های اطلاعاتی در سه فاز مطرح شده و مفهوم نوآوری به هر تغییری در جهت تکامل سیستم‌های اطلاعاتی در هر فاز اطلاق می‌شود. از جمله ویژگی‌های این مدل تفکیک مشخصه‌های سازمانی و عوامل محیط بیرونی به عنوان عوامل اثرگذار بر سطح آمادگی از یکدیگر و بررسی مستقل هر گروه می‌باشد. ابزار تعیین سطح آمادگی، پرسشنامه ای با 80 عامل در مقیاس لیکرت است که برای مؤسسات کلینیکی طراحی شده است. [15]
2-2-9- مدل ویلد و فرن باخدر این مدل نیز ارزیابی آمادگی استقرار سیستم یکپارچه اطلاعاتی در مقیاس سازمانی و در بخش سلامت کودکان مد نظر قرار گرفته و نه عامل رهبری، حاکمیت پروژه، مدیریت پروژه، مشارکت ذینفعان، استراتژی‌های فنی و سازمانی، پشتیبانی و هماهنگی فنی، مدیریت و پشتیبانی مالی، سیاست‌های حمایتی و ارزیابی عملکرد را به عنوان ابعاد تعیین کننده سطح آمادگی سازمانی مطرح می‌کند. ابعاد مطرح در این مدل از طریق مرور ادبیات موضوعی مرتبط استخراج شده‌اند و سنجش آن‌ها به وسیله پرسشنامه ای با 57 سؤال مرتبط انجام گرفته است. علاوه بر این ابزار دارای یک ماتریس برنامه‌ریزی یکپارچه است تا در جهت تعیین اهداف آینده، استراتژی‌های لازم برای رسیدن به هدف، ریسک ها، فرضیات و همچنین افراد مسئول در رسیدن به اهداف، مشخص شوند. [16]
2-2-10- مدل میرزایی و مدنیهدف اصلی این مطالعه ارائه یک مدل مفهومی عام جهت ارزیابی میزان آمادگی برای استقرار سیستم‌های اطلاعاتی در مقیاس سازمانی و در شرکت‌های تولیدی می‌باشد. در این تحقیق محققان پس از استخراج هفت عامل موثر در برآورد سطح آمادگی از ادبیات موضوعی و افزودن عواملی به تناسب ویژگی ها و شرایط در برگیرنده سازمان‌های ایرانی به این مجموعه، بر مبنای نظرات گروه خبرگان و روش دلفی، در نهایت شانزده عامل را به عنوان عوامل تعیین کننده میزان آمادگی سازمان برای استقرار سیستم‌های اطلاعاتی معرفی می‌کند. این 16 عامل طی فرآیند تحلیل عاملی در پنج خوشه: کسب و کار، سازمان، فرآیندها و طراحی سیستم، فناوری و مالی قرار گرفته و ضریب اهمیت هر خوشه در اندازه‌گیری متغیر هدف تعیین گردیده است. مدل بد ست آمده در صنایع ساخت قطعات خودرو مهر کام پارس اجرا شده است. سنجش عوامل با استفاده از پرسشنامه انجام گرفته و فاصله وضع موجود با وضع مطلوب تعیین و اولویت‌های تغییر سازمانی از سوی نویسندگان مقاله پیشنهاد شده است. [17]
2-2-11-مدل ارزیابی آمادگی ERPاین مدل که برای ارزیابی آمادگی ERP در سازمان‌ها ایجاد شده، توسعه ای بر مدل‌های ارزیابی قبلی است. ERP نمونه ای از ابزارهای استراتژیکی برای برنامه‌ریزی، هماهنگی و کنترل فرایندهای سازمان است که تمامی منابع لازم برای انجام عملیات کسب و کار را مدیریت می‌کند. عمو ما منابع در سه دسته انسانی، مالی و فیزیکی تقسیم‌بندی می‌شوند. این مدل با مطالعه مقایسه‌ای از مدل‌های مختلف در مرور ادبیات و شناخت 37 عامل به عنوان عوامل موفقیت‌آمیز پیاده‌سازی ERP به دست آمده و در نهایت دارای 4 بعد تکنیکی شامل (تکنولوژی فیزیکی و تجهیزات لازم برای فرایند ها، نرم‌افزار ها و سخت افزار ها)، بعد انسانی شامل (توانایی‌ها، دانش خبرگان، خلاقیت)، بعد اطلاعات که به حقایق، تئوری‌ها، طراحی پارامترها، مشخصات می‌پردازد و بعد سازمانی که به پشتیبانی سازمانی در جهت بهترین استفاده از بعدهای تکنیکی و انسانی اشاره دارد،می‌باشد.روش جمع آوری داده از طریق مشورت و نظرسنجی با خبرگان بوده و جهت تست مدل از طریق سنجش ارزیابی سازمان برای اعتبارسنجی مدل و پرسشنامه‌های مرتبط و گرفتن فیدبک و بهبود مدل استفاده شده است.[7]
2-2-12-مدل ارزیابی آمادگی CRMاین مدل فرض بر آن دارد که با تراز کردن عوامل در سه بعد فکری ،اجتماعی و فناوری ،ارزش کسب و کار افزایش می‌یابد. ارزش کسب و کار یکی از عوامل مهم کارائی سازمان است.تراز کردن به معنای ایجاد توافق و هماهنگی مابین قسمت‌های مکمل سازمان(مردم،فعالیت‌ها،فرایندها)می‌باشد.این مدل با بررسی مطالعات قبلی انجام‌شده در زمینه مدیریت ارتباط با مشتری حاصل شده و توسعه ای بر مدل‌های قبلی می‌باشد. در نهایت مدلی برای ارزیابی وضعیت فعلی سازمان برای پیاده‌سازی موفقیت امیز CRM ، با سه بعد فکری اجتماعی و فناوری با 25 شاخص حاصل شده است.بعد فکری شامل زیرمولفه های استراتژی،ساختار و برنامه‌ریزی، بعد اجتماعی شامل زیرمولفه های فرهنگ،تعاملات ذی‌نفعان،دامنه دانش و بعد فناوری هم شامل زیرمولفه هایی از قبیل برنامه‌های CRM ، قابلیت‌های فناوری و مدیریت دانش می‌باشد. . جهت تست مدل و نظرسنجی ابعاد و شاخص‌های مطرح شده ،از مشورت و نظرسنجی با خبرگان بهره گرفته شده است.[18]
2-2-13-مدل ارزیابی آمادگی BISBIS یا سیستم‌های هوش سازمانی، سیستم‌های کامپیوتری هستند که برای ایجاد، دسترسی و تجزیه و تحلیل داده‌ها و اطلاعات سازمان استفاده می‌شوند تا تصمیمات و کار آگاهانه‌تر گرفته شود. تحقیقات نشان داده که تنها 24% پروژه‌های BIS موفق بوده‌اند. BIS از لحاط فنی خیلی گسترده هست و به طور بالقوه شامل مدیریت دانش، سیستم‌های پشتیبان تصمیم‌گیری، داده کاوی، پردازش‌های تحلیلی آنلاین (OLAP) سی تم‌های اطلاعات اجرایی (EIS و) و ERP می‌باشد. این مقاله با مروری بر تلاش‌های اولیه در مسائل آمادگی سازمانی، متدولوژی جدیدی برای ارزیابی آمادگی سازمان برای پیاده‌سازی موفق BIS ارائه می‌کند. مدل پیشنهادی مجموعه‌ای از عوامل آمادگی و عوامل موفقیت را در آمادگی پیاده‌سازی موفقیت‌آمیز این گونه سیستم‌ها موثر می‌داند. این مدل، عوامل آمادگی از قبیل وجود استراتژی تعریف‌شده دقیق، ضمانت قوی و متعهد، نیازهای ضروری و واضح، پشتیبانی از مدیران رده میانی، مقیاس و حوزه مناسب، در دسترس بودن منابع و وجودتیم های قوی، فرهنگ اندازه گیری ،هم ترازی IT و کسب و کار ،داده‌های معتبر در دسترس،زیرساخت‌های تکنیکی محکم،را برای ارزیابی آمادگی مناسب می‌داند.از جمله عوامل موفقیت، ایجاد یک چشم‌انداز ،تخصیص منابع کافی،هم‌ترازی IT و کسب و کار برای فواصل طولانی،اعتمادسازی در سیستم می‌باشد.در این مدل از روش نمونه‌گیری احتمالی و تصادفی شده است . تعداد جامعه آماری حدود 180 نفر بوده است.از ابزار پرسش‌نامه استفاده شده است.از متد تحلیل اماری SME برای تشریح روابط چندگانه متغیرها استفاده شده است[5].
2-2-14-مدل ارزیابی آمادگی BtoB ECتجارت الکترونیک بنگاه به بنگاه  یا همان BtoB-EC به صورت ساده، تجارت بین شرکت‌ها تعریف می‌شود؛ یعنی معاملات و خدماتی که شرکتی به شرکت دیگر ارائه می‌دهد. این نوعی از تجارت الکترونیک است که با روابط بین سازمان‌ها سروکار دارد. از آنجا که پیچیدگی فرایندی زیادی در تجارت الکترونیک BtoB داریم، دانستن موارد لازم پیاده‌سازی و شناسایی چالش‌های ممکن، شکاف دانش موجود را پر می‌کند. این مدل دارای 8 بعد کلی است که هر کدام دارای زیرمولفه ها و شاخص‌هایی می‌باشد. بعدهای مدل شامل رفتارهای فردی، آمادگی سازمان، منابع انسانی، فنی، فرایندهای کسب و کار، نیروهای بازار، صنایع پشتیبان و آمادگی دولت می‌باشد. شاخص‌های ارزیابی مدل تجارت الکترونیک BtoB، برای ارزیابی سازمان‌های کوچک و معمولی در مالزی تعبیه شده است. جامعه آماری متشکل از افراد خبره و تجربه دیده در زمینه تجارت الکترونیک می‌باشد. [6]
2-3-طبقه‌بندی مدل‌های بیان‌شدهمدل‌های بیان‌شده را می‌توان از جوانب زیر تقسیم‌بندی کرد:1-بر مبنای مقیاس مدل: بسته به اینکه مدل برای چه مقیاسی ارائه شده است می‌تواند جهانی، ملی و سازمانی باشد.2-حوزه خاص مدل: که باید بررسی کرد مدل برای ارزیابی چه حوزه خاصی از آمادگی فناوری اطلاعات ارائه شده است.3-متدولوژی ارزیابی شامل استفاده از پرسش‌نامه، روش‌های آماری و تحلیل ریاضی، مطالعات موردی و بهترین روش هامی‌باشد.
4-نوع و نحوه رسیدن به مدل در اینجا مدنظر می‌باشد. مدل‌های مروری که از بررسی ادبیات موضوع استخراج شده‌اند مدل‌های اکتشافی که از اخذ نظر خبرگان بد ست آمده‌اند و مدل‌های ترکیبی که ترکیب این دو می‌باشند.جدول (1) زیر مقایسه‌ای از مدل‌ها بر مبنای معیارهای ارائه شده میباشد.
جدول (1)-مقایسه‌ای از مدل‌های مختلف ارزیابی مذکور
مدل مقیاس مدل حوزه خاص متدولوژی ارزیابی نوع مدل
1 حنفی زاده و خدابخشی ملی ICT پرسش‌نامه ترکیبی
2 الاوماری ملی دولت الکترونیک مطالعات موردی مروری
3 CSPP جهانی ICT پرسش‌نامه مروری
4 APEC ملی تجارت الکترونیک پرسش‌نامه مروری
5 WISTA سازمانی تجارت الکترونیک پرسش‌نامه ترکیبی
6 CIDCM ملی ICT اکتشافی
7 TOHOCA سازمانی آموزش الکترونیک پرسش‌نامه اکتشافی
8 OITIM سازمانی سیستم‌های اطلاعاتی پرسش‌نامه- تحلیل ریاضی اکتشافی

 برای دانلود فایل کامل به سایت منبع مراجعه کنید  : omidfile.com

یا برای دیدن قسمت های دیگر این موضوع در سایت ما کلمه کلیدی را وارد کنید :

 

9 ویلد و فرن باخ سازمانی سیستم‌های اطلاعاتی پرسش‌نامه مروری
10 میرزایی و مدنی سازمانی سیستم‌های اطلاعاتی پرسش‌نامه ترکیبی
11 مدل ERP سازمانی سیستم‌های یکپارچه سازمانی پرسش‌نامه- تحلیل ریاضی ترکیبی
12 مدل CRM سازمانی سیستم‌های مدیریت ارتباط با مشتری پرسش‌نامه ترکیبی
13 مدل BIS سازمانی سیستم‌های هوشمند کسب و کار پرسش‌نامه- تحلیل ریاضی ترکیبی
14 مدل BTOB-EC سازمانی تجارت الکترونیک پرسش‌نامه ترکیبی
2-4-معرفی سرویس‌گرایی در سازمان2-4-1-سازمان و معماری سازمانییک سازمان شامل مجموعه هائی است که دارای محدوده کاری متنوع و توزیع‌شده باشند و تحقق ماموریت از پیش تعریف شده ای را دنبال نمایند. در این صورت سازمان شامل منابع متعددی نظیر نیروی انسانی، تشکیلات مرتبط و فناوری است که می‌بایست این امور را هماهنگ کرده و اطلاعات مشترک جهت تحقق ماموریت های مشترک را منتشر نماید.
معماری یادآور یک طرح و دید همه جانبه و کلان بر ساختار و رفتار موجودیتی است که دارای خواصی چون پیچیدگی و پویائی بوده و تهیه و نگه داشت آن مستلزم داشتن توجه ویژه ای به جامعیت، یکپارچگی، انعطاف‌پذیری و تعامل پذیری است. معماری سازمانی، در واقع ابزار تحقق نیازمندی‌ها است [25] و شامل مجموعه اطلاعاتی مرتبط با مأموریت سازمان و اطلاعات و فناوری‌های مورد نیاز برای دستیابی به آن و فرآیندهای انتقال مورد نیاز برای پیاده‌سازی فناوری‌های جدید، متناسب با تغییرات مورد نیاز ساختار و مأموریت سازمان است [20]. در معماری سازمانی بایستی مواردی همچون ساختار مؤلفه‌ها، روابط مورد نیاز برای همکاری آن‌ها و سیاست‌ها و راهنماهایی برای مدیریت طرح ها و تکامل آن‌ها در آینده، مورد بررسی قرار گیرد. فرآیند معماری سازمانی، در واقع انتقال معماری سازمان، از معماری وضع موجود به معماری وضع مطلوب را شامل می‌شود که نحوه و مسیر این حرکت را طرح انتقال مشخص می‌کند. معماری هدف، نیز عبارت است از مجموعه ایی از فرآورده ها که عمو ما، آینده و وضعیت نهایی سازمان و به طور ضمنی سیاست‌ها و افکار و طرح‌های آتی سازمان را بیان می‌کند. [20]
معماری سازمانی شامل موارد ذیل است:1-مجموعه‌ای از مدل‌های مربوط به واحدهای اصلی سازمان و اثر متقابل آن‌ها با محیط 2-ارتباطات بین مدل ها و قوانین ناظر بر سازگاری و جامعیت 3-اصول هدایت کننده طراحی و تکامل مدل ها. مدل ها خود پوشش دهنده مواردی از قبیل (اهداف) و راهبردها، فرآیندهای حرفه، مقاصد حرفه، ساختار سازمانی، سیستم‌های اطلاعاتی، هستند. با استفاده از معماری سازمانی کاهش چشم‌گیری در هزینه‌های فناوری اطلاعات، هزینه مدیریت پیچیدگی ها، حذف افزونگی، گسترش سیستم‌های فناوری اطلاعات، پاسخ به نرخ تغییرات حرفه، نیاز به اشتراک‌گذاری اطلاعات، برون سپاری داریم. مهم‌ترین نتایج معماری سازمانی را باید بهبود روش‌ها و فرآیندها در ماموریت های سازمانی، ایجاد نظامی یکدست و قابل مقایسه در توصیف سیستم ها و یکپارچگی دانست. [1]
2-4-2-معماری سرویس‌گراواژه «معماری» در معماری سرویس‌گرا با همان واژه در معماری سازمانی معانی متفاوتی دارد. مفهوم معماری در سرویس گرائی سبکی است که با نمونه‌های چون سبک سرویس دهنده – سرویس گیرنده یا سبک چند لایه در سیستم‌های اطلاعاتی شباهت دارد و نوعی سبک در توسعه و طراحی سیستم‌های اطلاعاتی است، درحالی‌که واژه معماری در معماری سازمانی بیان کننده نگاهی همه جانبه، بالا به پائین و دیدی همه جانبه به سازمان بوده که نهایتاً منجر به طبقه بندی و توصیف عناصر و اجزاء سازمان به صورت همه جانبه و فراگیر می‌شود.
برای معماری سرویس‌گرا تعریف ثابتی وجود ندارد ولی اکثرا بر این موضوع توافق دارند که این معماری مربوط به لایه‌های پائین بوده و متکی بر فناوری است که تاثیر آن بر هر دو حوزه کسب و کار و فناوری مشهود می‌شود. در ادامه از چند دیدگاه مورد بررسی قرار می‌گیرد: [1]
1-کارشناسان کسب و کار: مجموعه‌ای از سرویس‌ها که سازمان مایل به ارائه آن‌ها به مشتریان یا شرکاء خود است (تعریف سرویس کسب و کار).
2-معماران: سبکی از معماری که حاوی قوانین، الگوها و ضوابطی است که منجر به ایجاد خصایصی نظیر پیمانه ای بودن، بسته بندی، اتصال سست، استفاده مجدد و ترکیب پذیری شده و از نظر ساختار از یک ارائه دهنده سرویس و یک درخواست کننده سرویس تشکیل شده است.
3-طراحان و پیاده سازان: یک مدل برنامه نویسی که از استانداردهائی مانند (WSDL،UDDI،SOAP) و فناوری‌هائی نظیر سرویس‌های وب استفاده می‌کند و قابلیت تعامل پذیری بین مؤلفه‌های نرم‌افزاری را بدون توجه به سکو و فناوری پیاده‌سازی آن‌ها پشتیبانی می‌کند. [1]
4- دیدگاه IBM: رهیافتی برای ساخت سیستم‌های توزیع‌شده است که کارکردهای نرم‌افزاری را در قالب سرویس ارائه می‌کند. این سرویس‌ها هم توسط دیگر نرم افزارها قابل فراخوانی هستند و هم برای ساخت سرویس‌های جدید مورد استفاده قرار می‌گیرند، این رهیافت برای یکپارچه‌سازی فناوری ها در محیطی که انواع مختلفی از سکوهای نرم‌افزاری و سخت‌افزاری وجود دارد ایده آل است. [1]
5-سبکی از معماری که از اتصال سست سرویس‌ها جهت انعطاف‌پذیری و تعامل پذیری حرفه و به صورت مستقل از فناوری پشتیبانی می‌کند و از ترکیب مجموعه سرویس‌های مبتنی بر حرفه تشکیل شده که این سرویس‌ها انعطاف‌پذیری و پیکربندی پویا را برای فرآیندها محقق می‌کنند [21].
6-چارچوبی برای یکپارچه‌سازی فرآیندهای حرفه و پشتیبانی آن‌ها توسط فناوری اطلاعات با کمک مؤلفه‌های استاندارد و امن تحت عنوان سرویس که قابلیت استفاده مجدد و اتصال به یکدیگر جهت پوشش تغییرات حرفه را دارا می‌باشند. [21]
علی رغم استفاده‌های وسیع سرویس‌گرایی هنوز درک و دانش کافی برای فرایندهای پیاده‌سازی سرویس‌گرایی در سازمان‌ها موجود نیست. [22]
2-4-3-خواص معماری سرویس‌گرااز جمله ویژگی‌های متمایز این معماری در مقایسه با سایر معماری‌های سازمان می‌توان به موارد زیر اشاره کرد [19]
هم نواسازی: اجزاء نباید دانشی از منطق جریان کار اصلی داشته باشند، آن‌ها فقط به درخواست‌های هم نوا ساز پاسخ می‌دهند و هر جزء یک واحد مستقل به حساب می‌آید. در هم نواسازی چون منطق گردش کار به صورت جدا توسط هم نوا ساز نگهداری می‌شود، ساده تر قابل بسط و اصلاح است، از طرفی این اجزاء شانس بیشتری برای استفاده مجدد در دیگر هم نواسازی ها خواهند داشت، این عوامل خود باعث چابکی می‌شود. در سرویس‌گرایی نیاز به استفاده از هم نواسازی است، سرویس‌ها باید قابل استفاده مجدد باشند و لازمه این شرط بی وضعیتی آن‌ها است.
قابلیت استفاده مجدد: اساسا سرویس‌ها برای استفاده مجدد طراحی می‌شوند، خواه این استفاده مجدد در زمان حال انجام شود و یا موکول به آینده شود، این امر با به‌کارگیری استانداردهای مستقل از فناوری و جداسازی پیاده‌سازی سرویس از واسط، محقق می‌شود. این استفاده در میان چندین نرم‌افزار، سرویس‌های هم نواسازیی و سرویس‌های بین سازمانی محقق می‌شود.
قرارداد رسمی برای تعامل: سرویس‌هایی که نیاز به تعامل (استفاده) با هم را دارند باید قواعد مربوط به چگونگی این ارتباط را به صورت رسمی و مشخص تعریف و منتشر نمایند. این قرارداد حداقل شامل تعریف نام و آدرس سرویس، عملیات ها، پیام‌های ورودی و خروجی برای هر عملیات و نوع این داده ها است. در قرارداد فقط طریقه شناخت سرویس گیرندگان از یک سرویس تعریف می‌شود.
اتصال سست سرویس‌ها: اصولا یکی از اصول اصلی این معماری بر پایه اتصال سست سرویس‌ها است، بطوریکه آن‌ها به یکدیگر وابستگی شدید نداشته باشند و بیش‌ترین استقلال از یکدیگر را داشته باشند. این به معنای آن است که یک سرویس ممکن است نیاز به اطلاعات دیگر سرویس‌ها و استفاده از آن‌ها داشته باشد ولی مستقل از چگونگی پیاده‌سازی سایر سرویس‌ها اجرا شود.
پنهان سازی پیاده‌سازی داخلی: تنها بخشی از سرویس که برای شرکاء و محیط قابل روئیت است، واسط سرویس است که تحت قالب یک قرارداد منتشر می‌شود. چگونگی پیاده‌سازی عملیات از دید محیط مخفی است و حتی ممکن است بدون اطلاع سرویس گیرندگان تغییر کند یا از فناوری جدیدی استفاده شود، بدون انکه واسط و تعریف سرویس تغییر کند.
قابلیت ترکیب پذیری: سرویس‌ها از یکدیگر استفاده می‌کنند، بدین ترتیب دانه بندی‌های متفاوتی از سرویس‌ها ایجاد می‌شود و قابلیت استفاده مجدد ارتقاء می‌پذیرد. این مورد شباهت‌هایی با قابلیت استفاده مجدد دارد با این تفاوت که قابلیت استفاده مجدد بر مهیا نمودن لوازم و استانداردها تاکید دارد در حالی که ترکیب پذیری مربوط به چگونگی تعیین و طراحی سرویس‌ها از نظر دانه بندی و کارکردی است بگو نه ای که بتوان یک سرویس کلان را از ترکیب دیگر سرویس‌ها ایجاد نمود.
خودمختاری سرویس‌ها: هر سرویس برای خود دارای منطق کاری و داده‌هایی است که حوزه عملکرد آن را تعیین می‌کند، این حوزه کاملاً مشخص است. این اصل بر این موضوع تاکید دارد که یک سرویس باید بتواند چگونگی پیاده‌سازی داخلی خود را تغییر یا گسترش بدهد بدون اینکه برای این کار نیاز به اجازه یا تغییری در دیگر سرویس‌ها باشد.
بی وضعیتی حالت سرویس‌ها: یعنی وضعیت فعلی فرآیند نباید در آن‌ها ذخیره شود، چون سرویس‌ها متعلق به هیچ فرآیند یا سرویس والدی نیستند، آن‌ها اجزاء خودمختار و مستقل هست ندو اصولا یک واحد قابل استفاده مجدد هستند که ممکن است همزمان توسط شرکاء مختلفی استفاده شده و یک عملیات مشخص را انجام می‌دهند. کنترل و ثبت حالت و توالی انجام کارها در جای دیگری مثلا هم نوا ساز مرکزی صورت می‌گیرد.
قابلیت شناسایی و کشف: قرارداد واسط استفاده از سرویس‌ها بایست توسط شرکاء و کلیه عواملی که مجاز به استفاده هستند، قابل شناسایی و کشف باشد. از مزایای معماری سرویس‌گرا قابلیت جستجو بین ارائه‌دهندگان مختلف برای یک سرویس معین و انتخاب بهترین ارائه دهنده بر طبق معیارهای کیفیت سرویس و دیگر شاخص‌ها می‌باشد که توسط این اصل محقق می‌شود.
2-4-4- نکات مهم سرویس‌گرایی1-در این معماری ذینفعان با «چه چیز» سرو کار دارند و نه «چگونه». نگاه سرویس‌گرایی با جزئیات انجام فرآیند توسط سرویس دهنده سر و کار ندارد، بلکه بر نتیجه سرویس (خروجی) تاکید دارد.2-استاندارد و شفاف بودن ورودی و خروجی 3-مخفی سازی پیچیدگی داخلی از دید ذینفعان، سرویس گیرندگان نباید درگیر پیچیدگی و جزئیات قوانین داخلی سازمان سرویس شوند.4- سرویس گیرنده (ذینفع) بجای کنترل «مراحل و چگونگی» انجام کار، کیفیت نتیجه (خروجی) سرویس را کنترل می‌کند.5- سرویس‌گیرنده باید امکان مقایسه و انتخاب بین سرویس دهندگان مختلف برای یک سرویس را داشته باشد.6- سرویس می‌بایست با نگاه به استفاده در کاربردهای آتی و موقعیت‌های دیگر طراحی شود و قابلیت استفاده مجدد داشته باشد.7- سرویس‌ها نه تنها توسط سرویس گیرندگان فراخوانی می‌شوند، بلکه سرویس گیرندگان باید بتوانند با فراخوانی چند سرویس و ترکیب آن‌ها، سرویس جدیدی را ارائه کنند و این معادل قابلیت ترکیب پذیری سرویس‌ها می‌باشد.8-سرویس‌ها از طریق کانال‌های متنوع و به کمک فناوری‌های مختلفی ارائه می‌شوند، اما ذات و طراحی سرویس مستقل از فناوری و طریقه ارتباط است و باید بتواند با تغییر فناوری ها همچنان قابل استفاده و قابلیت فراخوانی توسط ذینفعان مختلف را داشته باشد. [22]
2-4-5-مزایای معماری سرویس‌گرا
امروزه اولویت‌های اصلی سازمان‌ها برای رقابتی شدن، افزایش کارایی عملیاتی، رشد درآمد و تولید بیشتر است. [19]کارایی سازمان ارتباط مستقیم با چابکی و قدرت پاسخگویی سریع دارد. انعطاف‌پذیری عامل اصلی برای کاهش زمان بازار و واکنش سریع به تغییرات است. قابلیت انعطاف می‌بایست در همه زمینه‌های سازمانی، نقش‌ها، فرایندها، ... به طور شفاف انجام شود. سرویس‌گرایی ایده ای است که کمک می‌کند تا سازمان بتواند در برابر تغییرات واکنش نشان دهد.در مقاله [22] بین مزایای فنی و مزایای کسب و کار حاصل از سرویس‌گرایی تفاوت قائل شده است. با دست‌یابی به چند هدف مهم استراتژیک سرویس‌گرایی، فواید استراتژیکی مهمی برای سازمان حاصل می‌شود: 1-افزایش قابلیت همکاری ذاتی ، چون برنامه‌های نرم‌افزاری سرویس‌گرایی قابلیت تعامل پذیری بالایی دارند و به راحتی داده ها را به اشتراک می‌گذارند.البته برای رسیدن به این قابلیت حصول سه قابلیت سازگاری مفهومی ،سازگاری فنی و سازگاری سازمانی مهم است.2-افزایش فدرال بدین معنا که تا جایی که ممکن است منابع و برنامه‌های کاربردی، خودمختار و دارای حاکمیت مستقل بوده و با یکدیگر یکپارچه شوند.میزان فدرال بودن با تعداد حوزه سرویس گرای دارای سرویس‌های مستقل قابل اندازه‌گیری می‌باشد.3-افزایش هم‌ترازی و کار و فناوری اطلاعات، هم ترازی بدین معنا که تا چه حد فناوری اطلاعات با نیازها،اهداف و استراتژی‌های کسب و کار به درستی و به موقع هماهنگ است. [22]در واقع نقش کلیدی معماری سرویس‌گرا اتصال بین کسب و کار و فناوری اطلاعات است، بدین ترتیب فرآیندها می‌بایست از نگاه سرویس‌گرا دیده شوند و در سطح مدیریت حرفه پشتیبانی شوند. [21]
با رسیدن به اهداف استراتژیکی سرویس‌گرایی زیر، مزایای استرتژیکی برای سازمان حاصل می‌شود:
1-افزایش بازگشت سرمایه: برنامه‌های کاربردی سنتی در طول زمان توسعه می‌یابند اما پیچیدگی آن‌ها هم افزایش می‌یابد که باعث افزایش هزینه‌های مالکان هم می‌شود، اما از آنجا که سرویس‌ها قایلیت استفاده مجدد دارند در هنگام توسعه، پیچیدگی آن‌ها به اندازه برنامه‌های سنتی افزایش نمی‌یابد، در نتیجه سرویس‌ها برای اهداف بیشتری قابل استفاده‌اند و میزان بازگشت سرمایه هم افزایش می‌یابد [22].
از طرفی معماری سرویس‌گرا مجموع هزینه صرف شده برای فناوری اطلاعات و سرویس‌های حرفه را به دو روش کاهش می‌دهد. اول با حذف هزینه‌های میان افزارها و فناوری‌های اختصاصی و جایگزین کردن آن با فناوری‌های استاندارد مانند وب سرویس و دوم با ترکیب کارکردهای حرفه در قالب سرویس هائی که توسط واحدهای مختلف قابل استفاده باشد. [23]
2-افزایش چابکی سازمان: چابکی به معنای کارایی سازمان در پاسخ به تغییرات تعریف می‌شود [22] از طرفی معماری سرویس‌گرا شما را قادر می‌سازد تا به سرعت سیستم‌های خود را تغییر دهید. این چابکی هم از جهت کارکردهای سیستم و هم از جهت تغییر جغرافیائی یا ارتقاء سکوها و حتی تغییر تأمین کننده فناوری می‌تواند باشد. [5]
3-کاهش بار فناوری اطلاعات: با رویکرد سرویس‌گرایی در سازمان و کنترل یکنواخت فناوری اطلاعات هزینه‌های عملیاتی، ضایعات، افزونگی، کاهش می‌یابد. افزایش قابلیت استفاده مجدد، نگه داری راحت سرویس‌ها، تکامل مطبوع سرویس‌ها (بهبود تدریجی سرویس بدون داشتن اثری منفی در نحوه خروجی و عملکرد سرویس) و رویکرد تدریجی فرایندهای سرویس‌گرایی همگی باعث توسعه موثر و از طرفی کاهش بار فناوری اطلاعات می‌شود. [22]
یکی دیگر از مزایای مهم آن توانایی قابلیت استفاده مجدد از سرویس‌های موجود می‌باشد؛ و این به نوبه خود موجب کاهش هزینه‌های توسعه و نگه‌داری و کاهش زمان توسعه و افزایش چابکی کسب و کار می‌شود.همچنین موارد دیگری از قبیل توسعه و اجرای تدریجی، یکپارچگی آسان با شرکاء داخلی و خارجی، استفاده مجدد از کد برنامه یا سیستم ها، عدم وابستگی سیستم ها و معماری به مکان فیزیکی، پشتیبانی از محصولات با طول عمر کوتاه (با وجود سرویس‌های خوش تعریف و قابلیت استفاده مجدد)، ایجاد منابع جدید درآمدی، هم‌سویی بهتر فناوری اطلاعات و کسب و کار و. از جمله مزایایی است که در سایر منابع اشاره شده است. [45]
2-4-6-لایه‌های معماری سرویس‌گرادر ایجاد یک معماری سرویسگرا در حوزه کسب و کار از رویکردهای مختلف کشف سرویس می‌توان استفاده کرد. در این مطالعه هدف پرداختن به جزئیات سرویس نسیت، بلکه آشنایی کلی با سرویس‌هاست. تعربف نهایی از سرویس‌ها و پیاده‌سازی شامل ارائه معماری‌های فنی و راه حل‌های طراحی و پیاده‌سازی می‌باشد. [42]
متدولوژی‌های مختلفی برای تعریف سرویس‌ها وجود دارد و هر کدام می‌توانند مشخصه ها و کارهای گوناگونی را انجام دهند و و ارائه یک فرمول مشخص برای تعیین و تعریف سرویس‌ها غیرممکن است. تنوع فرایند ها و توابع کسب و کار زیاد است. سرویس‌ها مسئولیت‌های گوناگونی دارند.متدولوژی مراحل توسعه و جریان‌های کار مورد نیاز در طی ساخت یک برنامه را مشخص می‌کند. [33]بهترین راه برای طبقه‌بندی سرویس‌ها، مطرح کردن لایه‌های مختلف معماری سرویس‌گرا و مراحل توسعگان می‌باشد. در شکل (2) لایه‌های مختلف معماری سرویس‌گرا نشان داده شده است.

شکل (2)-لایه‌های مختلف معماری سرویس‌گرا [22]سه لایه اصلی در معماری سازمانی سرویس‌گرا شامل «کسب و کار»، «سرویس» و «سیستم‌های اطلاعاتی» می‌باشند. سرویس‌ها به سه نوع پایه، ترکیبی و فرایند تقسیم‌بندی می‌شوند. سرویس‌های ترکیبی، ترکیبی از سرویس‌های پای‌ها ندو در لایه هم نواسازی فعالیت می‌کنند. لایه هم نواسازی بین منطق برنامه‌های کاربردی (سرویس‌های پایه) و منطق کسب و کار (سرویس‌های فرایندی) ارتباط ایجاد می‌کند. سرویس‌های فرایندی شامل سرویس‌های ترکیبی‌اند و فرایندها توسط موتور فرایندی (کنترل کننده مرکزی) کنترل می‌شوند. کار برن‌هایی از طریق واسط‌های گرافیکی به فرایندها دسترسی دارد. [22]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *