مقاله —d1285

نام دانشکده :
محل امضا،:
رئیس کتابخانه:
محل امضا،:
فهرستعنوان صفحه TOC \o "1-5" \h \z \u فهرستحفصل اوّل PAGEREF _Toc336428810 \h 1کلیات PAGEREF _Toc336428811 \h 12- طرح مسأله و تعریف موضوع: PAGEREF _Toc336428812 \h 33- ضرورت و اهمیت مقاله: PAGEREF _Toc336428813 \h 54- اهداف مقاله PAGEREF _Toc336428814 \h 65- محدودیتهای مقاله: PAGEREF _Toc336428815 \h 76- سئوال تحقیق PAGEREF _Toc336428816 \h 77- فرضیه اصلی PAGEREF _Toc336428817 \h 78- روش تحقیق: PAGEREF _Toc336428818 \h 79- تعریف مفاهیم : هویت ملی، گفتمان انقلاب اسلامی PAGEREF _Toc336428819 \h 710- سازماندهی مقاله PAGEREF _Toc336428820 \h 9فصل دوّم PAGEREF _Toc336428821 \h 10چارچوب نظری PAGEREF _Toc336428822 \h 10مقدمه PAGEREF _Toc336428823 \h 111- چارچوب نظری PAGEREF _Toc336428824 \h 121-1- نظریههای موجود PAGEREF _Toc336428825 \h 131-1-1- پارادایم مدرنیسم یا مدرنیسم ساختاری PAGEREF _Toc336428826 \h 132-1-1- پارادایم جاوید انگاری PAGEREF _Toc336428827 \h 143-1-1-پارادایم ازلی انگاری PAGEREF _Toc336428828 \h 144-1-1- پارادایم زیستشناسی و فرهنگ PAGEREF _Toc336428829 \h 145-1-1- پارادایم ابزارگرا PAGEREF _Toc336428830 \h 146-1- 1- پارادایم نمادگرایی قومی PAGEREF _Toc336428831 \h 152-1- نظریههای معاصر PAGEREF _Toc336428832 \h 211-2-1- نظریه هویت اجتماعی ریچارد جنکینز PAGEREF _Toc336428833 \h 212-2- 1- نظریه آنتونی گیدنز PAGEREF _Toc336428834 \h 213-2-1- مانوئل کاستلز PAGEREF _Toc336428835 \h 224-2- 1- آنتونی کوهن PAGEREF _Toc336428836 \h 225-2- 1- آلتوسر PAGEREF _Toc336428837 \h 226-2-1- فردیک بارث PAGEREF _Toc336428838 \h 237-2-1- نظریه پسا ساختگرایی هویت PAGEREF _Toc336428839 \h 238-2-1- رونالد رابرتسون PAGEREF _Toc336428840 \h 249-2-1- نظریه هویت چهل تیکه داریوش شایگان PAGEREF _Toc336428841 \h 2410-2-1- نظریه پساملی هابرماس PAGEREF _Toc336428842 \h 2511-2-1- مکتب کنش متقابل نمادین: PAGEREF _Toc336428843 \h 2612-2-1- نظریه گفتمانى لاکلاو و موفه PAGEREF _Toc336428844 \h 38جمع بندی فصل PAGEREF _Toc336428845 \h 42فصل سوم PAGEREF _Toc336428846 \h 47چارچوب مفهومی و پیشینه تاریخی PAGEREF _Toc336428847 \h 48مقدمه PAGEREF _Toc336428848 \h 481- هویت PAGEREF _Toc336428849 \h 492- هویت ملی PAGEREF _Toc336428850 \h 541-2- مؤلفه های هویت ملی PAGEREF _Toc336428851 \h 582-2- هویت ملی ایرانیان در طول تاریخ PAGEREF _Toc336428852 \h 651-2-2- دوره باستان PAGEREF _Toc336428853 \h 682-2-2- دوران اسلامیت PAGEREF _Toc336428854 \h 693-2-2- دوران صفویه PAGEREF _Toc336428855 \h 764-2-2- دوران قاجار PAGEREF _Toc336428856 \h 815-2-2- دوران پهلوی PAGEREF _Toc336428857 \h 911-5-2-2- دوران رضاشاه PAGEREF _Toc336428858 \h 912-5-2-2- دوران پهلوی دوم PAGEREF _Toc336428859 \h 1096-2-2- دوران انقلاب اسلامی PAGEREF _Toc336428860 \h 115جمع بندی فصل PAGEREF _Toc336428861 \h 116فصل چهارم PAGEREF _Toc336428862 \h 117هویت ایرانیان در آستانه انقلاب اسلامی PAGEREF _Toc336428863 \h 117مقدمه PAGEREF _Toc336428864 \h 1171- روشنفکران قبل از انقلاب PAGEREF _Toc336428865 \h 1221-1 تجدد گرایان PAGEREF _Toc336428866 \h 1222-1 فرنگ‌شناسان PAGEREF _Toc336428867 \h 1283-1 روشنفکران خویشتن‌گرا PAGEREF _Toc336428868 \h 1314-1- دانشگاهیان روشنفکر PAGEREF _Toc336428869 \h 1335-1- رهبران اسلامگرا: PAGEREF _Toc336428870 \h 135جمع بندی‌فصل PAGEREF _Toc336428871 \h 151فصل پنجم PAGEREF _Toc336428872 \h 154گفتمان انقلاب اسلامی PAGEREF _Toc336428873 \h 154مقدمه PAGEREF _Toc336428874 \h 1551-گفتمان PAGEREF _Toc336428875 \h 1562- زمینه‌های شکل‌گیری گفتمان انقلاب اسلامی PAGEREF _Toc336428876 \h 1603- گفتمان انقلاب اسلامی PAGEREF _Toc336428877 \h 1614- گفتمانهای رقیب PAGEREF _Toc336428878 \h 1671 ـ 4ـ گفتمان سلطنت طلبی PAGEREF _Toc336428879 \h 1682 ـ 4ـ گفتمان اسلام ناب محمدی(ص) PAGEREF _Toc336428880 \h 1723-4- گفتمان مارکسیستی PAGEREF _Toc336428881 \h 1754ـ 4 ـ گفتمان التقاطی PAGEREF _Toc336428882 \h 1785 ـ 4ـ گفتمان روشنفکری PAGEREF _Toc336428883 \h 1796 ـ 4ـ گفتمان ملی‌گرا PAGEREF _Toc336428884 \h 181جمع بندی فصل PAGEREF _Toc336428885 \h 182فصل ششم PAGEREF _Toc336428886 \h 183هویت ایرانیان بعد از انقلاب اسلامی PAGEREF _Toc336428887 \h 183مقدمه PAGEREF _Toc336428888 \h 1841- نظرات اندیشمندان بعد از انقلاب PAGEREF _Toc336428889 \h 1842- تأثیر گفتمان انقلاب اسلامی بر ابعاد هویت ملی PAGEREF _Toc336428890 \h 1901-2- بعد اجتماعی PAGEREF _Toc336428891 \h 1921-1-2- توجه به جایگاه و نقش مردم PAGEREF _Toc336428892 \h 1932-2- بعد جغرافیایی و تاریخی PAGEREF _Toc336428893 \h 1961-2-2- دلبستگی و تعلق به سرزمین ایران PAGEREF _Toc336428894 \h 1973-2- بعد دینی و فرهنگی PAGEREF _Toc336428895 \h 1991-3-2- نفی مظاهر فرهنگی غرب و مقابله با تهاجم فرهنگی PAGEREF _Toc336428897 \h 2012-3-2- عمومی شدن آموزش و ارتقای سطح علمی جامعه PAGEREF _Toc336428898 \h 2024-2- بعد سیاسی PAGEREF _Toc336428899 \h 2031-4-2- استقلال علمی PAGEREF _Toc336428900 \h 20812. پیشرفت در صنایع نظامی، صنایع موشکی- مخابراتی(سایت دولت) PAGEREF _Toc336428901 \h 2112-4-2- استقلال اقتصادی PAGEREF _Toc336428902 \h 211الف- بازسازی اقتصاد تک محصولی PAGEREF _Toc336428903 \h 211ب. محرومیت زدایی گسترده PAGEREF _Toc336428904 \h 2123-4-2- استقلال نظامی PAGEREF _Toc336428905 \h 213- دفاع قهرمانانه در مقابل حملات رژیم بعث PAGEREF _Toc336428906 \h 213- تشکیل سپاه و بسیج PAGEREF _Toc336428907 \h 2133- تأثیر گفتمان انقلاب اسلامی بر هویت ملی در آیینه گفتمانها PAGEREF _Toc336428909 \h 2141-3-گفتمان هویتی انقلاب، امام PAGEREF _Toc336428910 \h 2152-3- گفتمان لیبرال PAGEREF _Toc336428911 \h 2191-2-3- شاخصه های هویتی گفتمان لیبرال PAGEREF _Toc336428912 \h 2204-3-گفتمان سازندگی PAGEREF _Toc336428913 \h 2291-4-3- شاخصه های هویتی گفتمان سازندگی PAGEREF _Toc336428914 \h 2295-3-گفتمان اصلاحات PAGEREF _Toc336428915 \h 2336-3-گفتمان اصول‌گرایی PAGEREF _Toc336428916 \h 2351-6-3- شاخصه های هویتی اصولگرایی PAGEREF _Toc336428917 \h 236جمع‌بندی فصل PAGEREF _Toc336428918 \h 240نتیجه گیری PAGEREF _Toc336428919 \h 240منابع PAGEREF _Toc336428920 \h 250
فصل اوّلکلیات1 - مقدمه
انقلاب اسلامی ایران اس در 22 بهمن ماه سال 1357 به پیروزی رسید . امام خمینی (ره) توانست با بهرهگیری از نظام معنایی و اندیشهای بدیع و عمیق یعنی توسل به آموزههای اصیل دینی، هویتی نوین و تحول ساز را ایجاد نماید.
انقلاب اسلامی ایران با نفی هژمونی هویتهای پیشین در قالبهایی نظیر غربگرایی، ایران شهری و باستانگرایی شبه مدرنیزاسیون، سوسیالسیم، کمونیسم و... با ایجاد هویتی «معناساز» و «معنابخش» در صدد برآمد با بهرهگیری از فرهنگ سیاسی اسلامی – شیعی به ترسیم زوایا و ابعاد «بودن در این جهان بپردازد». در فرایند انقلاب اسلامی، تمام دانایی (اپیستم) و تشکیل گفتمانی دینیای شکل گرفت که با تمام بداعتش ریشه در سنت دیرینه اسلام داشت و به مثابه یک ایدئولوژی راهنمای عمل و رهایی ساز جلوهگر شد. در کانون گفتمان انقلابی، اسلام به مثابه یک «دال متعالی» و برتر نشسته بود. غنای مفهومی و محتوایی این «دال استعلایی» تمامی زوایا و زمینههای زندگی آدمی را در بر گرفته بود. این گفتمان هویتساز بر شاخصههایی استوار بود از جمله توحید محوری و گسترش امر قدسی در زوایای مختلف حیات بشریت، تشکیل نظام معرفتی از نظرگاه جهانبینی اسلامی، بنا نهادن سیاست بر دین و بروز یافتن معرفت دینی در حیات سیاسی، اجتماعی، برتری، «دانش شریعت محور» بر «دانش طبیعت اندیش»؛ محوریت نظریه ولایت فقیه در ساختار حکومت جمهوری اسلامی؛ غیریت سازی و معین کردن مرزهای هویت دینی انقلاب با سکولاریم و اندیشههای انسان مدارانه، غربی و...
واما کلید واژه ای که تأثر آن در این مقاله هدف اصلی قلمداد می شود ، هویت ملی است که یکی از مقولههای بسیار مهم و اساسی تلقی میشود، به گونهای که در سالهای اخیر هم در ادبیات سیاسی – اجتماعی و حوزههای علمی و هم در سیاستگذاریهای فرهنگی بصورت جزئی در همه جوامع مورد توجه متفکران قرار گرفته است و البته هویت ملی مهمترین نوع از انواع هویت است، زیرا در حوزه فرهنگ، اجتماع سیاست و اقتصاد نقش تعیین کننده دارد. به عبارت دیگر، هویت ملی فراگیرترین و در عین حال مشروعترین سطح هویت در تمامی نظام های اجتماعی – جدای از گرایشهای ایدئولوژیک میباشد. اهمیت مفهوم هویت ملی نسبت به سایر انواع هویت جمعی، در تأثیر بسیار آن بر حوزههای متفاوت زندگی در هر نظام اجتماعی است.
از آنجایی که هویت نقطه عزیمت، پایگاه و منشأ انسجام اجتماعی و حفظ نظم در سطح کلان و لنگرگاه ثبات اجتماعی تلقی میگردد و عامل انسجام و وحدت است و خصلت تنظیم کنندگی را به تمام مردم اعطاء مینماید، بنابراین تزلزل و کم رنگ شدن آن پایههای همبستگی و انسجام اجتماعی را تضعیف میکند. پس می توان گفت پرداختن به بحث هویت ملی و تأثیر آن از انقلاب اسلامی ایران ضروری، مهم و حتی اجتنابناپذیر میباشد.
براستی گفتمان انقلاب اسلامی چه تأثیری برهویت ملی در ایران داشته است ؟
در جایگاه فرضیه می توان گفت انقلاب اسلامی بیش از هر مفهومی ، وجه اسلامی – شیعی و نیز هویت ایرانی را تقویت و به طرد و تخفیف هویت غربی پرداخته است .
2- طرح مسأله و تعریف موضوع: هر برگی از تاریخ کشور ما ایران گویای رخدادی است که با هر بار ورق زدن، آن را به یاد میآوریم و در آن تأمل مینماییم. یکی از عظیمترین و اعجابانگیزترین این رخدادها انقلاب اسلامی ایران است که در 22 بهمن ماه سال 1357 به پیروزی رسید . ابر معمار این بنای عظیم کسی نبود جزء امام روحالله (ره) که توانست با بهرهگیری از نظام معنایی و اندیشهای بدیع و عمیق یعنی توسل به آموزههای اصیل دینی، هویتی نوین و تحول ساز را ایجاد نماید. انقلاب اسلامی ایران مهمترین رویداد سیاسی – اجتماعی تاریخ ایران به شمار میرود. این رویداد نقطه عطفی در تاریخ ایران بود که به لحاظ سلبی خط بطلانی بر بسیاری مناسبات و روابط سیاسی – اجتماعی کشور ما کشید و به لحاظ ایجابی مناسبات جدیدی را بنیان نهاد و نگاه انسان ایرانی و بسیاری از انسانها، دیگر را به جهان هستی، انسان، فرجام زندگی و... تغییر داد.
انقلاب اسلامی ایران با نفی هژمونی هویتهای پیشین در قالبهایی نظیر غربگرایی، ایران شهری و باستانگرایی شبه مدرنیزاسیون، سوسیالسیم، کمونیسم و... با ایجاد هویتی «معناساز» و «معنابخش» در صدد برآمد با بهرهگیری از فرهنگ سیاسی اسلامی – شیعی به ترسیم زوایا و ابعاد «بودن در این جهان بپردازد».
این مهمترین و اعجاب انگیزترین پدیدهی قرن بیستم توجه اکثر علاقهمندان و مقالهگران حوزه علوم سیاسی را به خود جلب نمود. بطوری که از همان اوان وقوع از منظرهای مختلف مورد بررسی قرار گرفت. البته گستردگی و پیچیدگی این انقلاب عظیم و مردمی آنقدر جای سخن و بررسی دارد که هر چه از زمان وقوع این پدیده میگذریم بیشتر از پیش نیاز به مطالعه از زوایای دیگر احساس میشود.
و امّا، تمام دغدغه و مسأله این مقاله بیان تأثیر گفتمان انقلاب اسلامی بر هویت ملی میباشد. در فرایند انقلاب اسلامی، تمام دانایی (اپیستم) و تشکیل گفتمانی دینیای شکل گرفت که با تمام بداعتش ریشه در سنت دیرینه اسلام داشت و به مثابه یک ایدئولوژی راهنمای عمل و رهایی ساز جلوهگر شد. در کانون گفتمان انقلابی، اسلام به مثابه یک «دال متعالی» و برتر نشسته بود. غنای مفهومی و محتوایی این «دال استعلایی» تمامی زوایا و زمینههای زندگی آدمی را در بر گرفته بود. این گفتمان هویتساز بر شاخصههایی استوار بود از جمله توحید محوری و گسترش امر قدسی در زوایای مختلف حیات بشریت، تشکیل نظام معرفتی از نظرگاه جهانبینی اسلامی، بنا نهادن سیاست بر دین و بروز یافتن معرفت دینی در حیات سیاسی، اجتماعی، برتری، «دانش شریعت محور» بر «دانش طبیعت اندیش»؛ محوریت نظریه ولایت فقیه در ساختار حکومت جمهوری اسلامی؛ غیریت سازی و معین کردن مرزهای هویت دینی انقلاب با سکولاریم و اندیشههای انسان مدارانه، غربی و...
حال بعد از سخن از انقلاب و گفتمان انقلاب اسلامی آنچه به عنوان متغییر وابسته در این مقاله مورد توجه و بررسی میباشد هویت ملی است. هویت ملی یکی از مقولههای بسیار مهم و اساسی تلقی میشود، به گونهای که در سالهای اخیر هم در ادبیات سیاسی – اجتماعی و حوزههای علمی و هم در سیاستگذاریهای فرهنگی بصورت جزئی در همه جوامع مورد توجه متفکران قرار گرفته است و امّا مهمترین نوع از انواع هویت، هویت ملی است، زیرا در حوزه فرهنگ، اجتماع سیاست و اقتصاد نقش تعیین کننده دارد. به عبارت دیگر، هویت ملی فراگیرترین و در عین حال مشروعترین سطح هویت در تمامی نظام های اجتماعی – جدای از گرایشهای ایدئولوژیک میباشد. اهمیت مفهوم هویت ملی نسبت به سایر انواع هویت جمعی، در تأثیر بسیار آن بر حوزههای متفاوت زندگی در هر نظام اجتماعی است.

مثلاً هویت ملی در حوزه سیاست، آرمانها را تحقق میبخشد و یا به قدرت حاکم مشروعیت میدهد و بر میزان نفوذ آن میافزاید (حاجیانی، 79 : 264) هویت ملی مجموعهای از گرایشها و نگرشهای مثبت به عوامل عناصر و الگوهای هویت بخش و یکپارچه کنند. در سطح یک کشور به عنوان واحد سیاسی است و براساس این تعریف، هویت ملی به عنوان مفهومی مرکب و چند رکنی در نظر گرفته شده است که در سطح ذهنیت و رفتار یکایک شهروندان قابل بررسی و جستوجو است. (شیخاوندی،78 : 35) آنچه در این مقاله قابل مطالعه و بررسی است، عناصر و منابع هویت ملی میباشد. که با بررسیهای انجام شده در نظریات موجود، دیدگاهها از نظر سهم و اجزا تفاوتهای اندکی با یکدیگر دارند اما همگی بر هویت ترکیبی و سه لایهای ایرانی، یعنی هویت باستانی، هویت اسلامی و هویت متجدد تأکید دارند. (کچوئیان، 225:1386)
3- ضرورت و اهمیت مقاله: با مطالعه در باب هویت ملی در ایران و تأثیر گفتمان انقلاب اسلامی بر آن کمتر به مقاله و تحقیق متمرکز راجع به این موضوع دست یافتیم. البته مطالعات بسیار زیادی بصورت مبسوط به زوایای گوناگون هویت در ایران و از سوی دیگر انقلاب اسلامی ایران پرداخته بود. امّا مطالعات متمرکز و دقیقی راجع به هر دو متغیر و تأثیر گفتمان انقلاب اسلامی بر هویت ملی در ایران کمتر مشاهده شد و آنچه دیده میشد اغلب مطالعاتی جسته و گریخته در این زمینه بود.
البته با عنایت به اهمیت جداگانهای که هر یک از موضوعات انجام شده در این باب دارند، میتوان با توجه به خلائی که پس از بررسی احساس شد، می توان گفت که تا کنون تحقیق مجزایی در خصوص تأثیر گفتمان انقلاب اسلامی بر هویت ملی در ایران صورت نگرفته است.
از آنجایی که هویت نقطه عزیمت، پایگاه و منشأ انسجام اجتماعی و حفظ نظم در سطح کلان و لنگرگاه ثبات اجتماعی تلقی میگردد و عامل انسجام و وحدت است و خصلت تنظیم کنندگی را به تمام مردم اعطاء مینماید، بنابراین تزلزل و کم رنگ شدن آن پایههای همبستگی و انسجام اجتماعی را تضعیف میکند. نگارنده بنا به دلایلی که در ذیل مطرح خواهد شد پرداختن به بحث هویت ملی و تأثیر آن از انقلاب اسلامی ایران را ضروری، مهم و حتی اجتنابناپذیر میداند.
4- اهداف مقاله:
با توجه به اهمیت هر دو متغییر، هدف از پرداختن به این موضوع یعنی «تأثیر گفتمان انقلاب اسلامی بر هویت ملی در ایران» شناخت هر چه بیشتر گفتمان انقلاب اسلامی ایران و تأثیر آن بر هویت ملی میباشد چرا که هر چه بیشتر به زوایای این تحول، عظیم (انقلاب اسلامی ایران) دقت کنیم کمتر دچار اشتباه خواهیم شد چرا که اصول آن چونان فانوسهایی است برای روشنایی مسیر صعبالعبور پیشرفت و ترقی . بحث هویت در کشور ما بسیار حائز اهمیت است چرا که در هر برههای از تاریخ به شکلی مورد تهاجم بیگانگان قرار گرفته است اگرچه هویت ایرانی از میان همه تندبادهای تاریخ به سلامت گذشته و دستخوش تحول و دگرگونی اساسی نشده است؛ اما با اذعان به گسترش ارتباطات و با توجه به چشم طمع بیگانگان به هویت یکپارچه، ملی ما به این نتیجه میرسیم که تزلزل هویت ملی امکان تسلیم در برابر فرهنگهای دیگر بالاخص فرهنگ غربی را بیشتر میسازد. ما در عصری حضور داریم و در مرحلهای هستیم که عوامل خارجی اعتدال سنت ما را نشانه رفتهاند و این امکان را بوجود آوردهاند که ادامه حیات فرهنگیمان را زیر سئوال ببرند پس طبیعی است که با این روند اتکاء به یک پایگاه بی بدیل ارزشهای اسلامی – ایران که منبع و نماد آن انقلاب اسلامی ایران و گفتمان الهی آن است؛ امری دور از انتظار نباشد.
رهبر و معمار کبیر انقلاب اسلامی ایران امام خمینی (ره) از جمله متفکرانی بودند که بر هویت ملی به عنوان یک مفهوم کلیدی تأکید داشتند و شناخت و تبیین دقیق آن را مهمترین عامل شناخت اهداف و جهتگیریهای هر نوع حرکت اصلاحی و نوسازی در کشورهای جهان سوم میدانستند. لذا برای شناخت اهداف و جهتگیریهای هر نوع حرکت اصلاحی و نوساخت به این مسئله مهم خواهیم پرداخت.
5- محدودیتهای مقاله:محدودیت منابع در زمینه تأثیرگذاری گفتمان انقلاب اسلامی و از سوی دیگر تکثر منابع هر دو متغیر بصورت جداگانه برقراری ارتباط را دشوار می نمود .
6- سئوال تحقیق :
گفتمان انقلاب اسلامی چه تأثیری برهویت ملی در ایران داشته است ؟
7- فرضیه اصلی :
انقلاب اسلامی بیش از هر مفهومی ، وجه اسلامی – شیعی و نیز هویت ایرانی را تقویت و به طرد و تخفیف هویت غربی پرداخته است .
8- روش تحقیق: نوع روش تحقیق: توصیفی، تاریخی و تحلیلی می باشد . و روش گردآوری اطلاعات و دادهها کتابخانهای می باشد.
9- تعریف مفاهیم : هویت ملی، گفتمان انقلاب اسلامی1-9- هویت ملی:
هویت دارای سطوح متعددی است ، از جمله سطوح فردی و جمعی . به عبارتی هویت فردی و هویت جمعی که در این میان آنچه مطمح نظر ماست هویت ملی است که بالاترین سطح هویت جمعی است . هویت ملی بیشتر ناظر به درونی کردن هویت جمعی جامعه از سوی فرد است .فرد در طول جامعه پذیری ، هویت ملی را با تمام ابعادش درونی و آن را جزئی از شخصیت خویش می کند. از طریق درونی کردن هویت ملی است که فرد به تشابهات ملی خود با هموطنانش پی می برد و نوعی دلبستگی و تعهد به آنها و جامعه در خود احساس می کند، به تفاوتهای خود در مقام عنصری از جوامع دیگر آگاه می شود و این آگاهی از تفاوتها ، پیوند او را با جامعه خویش استحکام می بخشد .
هویت ملی نیز، مانند هویت، تعاریف مختلفی دارد. از نظر تامسون مفهوم اسامی در هویت ملی "احساس تعلق" به یک " ملت " است . در واقع ، مردم همواره می خواهند بخشی از ملت خودشان باشند و بدان وسیله شناسایی شوند . هویت ملی را می توان نوعی احساس تعلق به ملتی خاص دانست . ملتی که نمادها ، سنتها ، مکانهای مقدس ، آداب و رسوم ، قهرمانهای تاریخی و فرهنگ و سرزمین معین دارد. هویت ملی به معنای احساس تعلق و وفاداری به عناصر و نمادهای مشترک در اجتماع ملی (جامعه کل) و در میان مرز‌های تعریف شده سیاسی است. مهمترین عناصر و نمادهای ملی که سبب شناسایی و تمایز می‌شوند، عبارتند از: "سرزمین، دین و آئین، آداب و مناسک، تاریخ، زبان و ادبیات، مردم و دولت" (یوسفی، 1380: 17). به عقیده ی یوسفی در درون یک اجتماع ملی میزان تعلق و وفاداری اعضاء به هر یک از عناصر و نمادهای مذکور، شدت احساس هویت ملی آنها را مشخص می‌سازد (همان). در بحث هویت ملی در این مقاله توجه به عناصر و ابعاد آن مهم می باشد .عناصر هویت ملی عبارتند از هویت دینی ، هویت ایرانی و هویت متجدد . و همچنین ابعاد هویت ملی عبارت است از : بعد دینی ، اجتماعی ، بعد تاریخی ، جغرافیایی ، فرهنگی و سیاسی .
2-9- گفتمان انقلاب اسلامی :
انقلاب عظیمی که در بهمن 1357 در ایران به پیروزی رسید مهمترین رویداد سیاسی- اجتماعی تاریخ ایران به شمار می رود. این رویداد نقطه عطفی در تاریخ ایران بود که به لحاظ سلبی خط بطلانی بر بسیاری مناسبات و روابط سیاسی- اجتماعی کشور ما کشید و به لحاظ ایجابی مناسبات جدیدی را بنیان نهاد و نگاه انسان ایرانی و بسیاری از انسانهای دیگر را به جهان هستی، انسان، فرجام زندگی و ... تغییر داد. برآیند همه اتفاقات منجر به انقلاب اسلامی عمومیت یافتن گفتمانی بود که مختصات خاص خودش را دارد ؛ که از جمله این مختصات عبارت است از :
1ــ توحیدمحوری و تسرّی امر قدسی در زوایای مختلف حیات بشری؛
2ــ تشکل نظام معرفتی از نظرگاه جهان‌بینی اسلامی؛
3ــ ابتنای سیاست بر دین و تعیّن معرفت دینی در حیات سیاسی، اجتماعی؛
4ــ تفوّق «دانش شریعت‌اندیش» بر «دانش طبیعت‌اندیش»؛
5ــ محوریت نظریۀ ولایت فقیه در ساختار حکومتی جمهوری اسلامی؛
6ــ غیریت‌سازی و معین کردن مرزهای هویت دینی گفتمان انقلاب با سکولاریسم و اندیشه‌های انسان‌مدارانۀ غربی؛ به عبارتی قوام یافتن هویت ایرانی، اسلامی در تقابل با هویت مدرنیستی؛
7ــ تعریف نوینی از انسان منطبق بر جهان‌بینی توحیدی.
البته علاوه بر ویژگی های کلی بالا ، ویژگی های خردتر و در عین حال با اهمیت نیز مشهود است ؛ عناصری نظیر جمهوریت ، مردم سالاری دینی ، قانون مداری ، روحانیت ، عدالت طلبی و برابری جویی ، نفی غرب گرایی و تلاش برای دستیابی به استقلال و به عبارتی خود اتکایی ، بازگشت به خویشتن و اصالت دادن به سنن بومی ، آرمان شهادت طلبی و ایثار ، آزادی خواهی مبارزه با استبداد و استعمار ، رسیدگی به مستضعفین، علم گرایی و پیشرفت و ... که حول دال مرکزی گفتمان انقلاب اسلامی ، ولایت فقیه جمع شده و با هم زنجیره هم ارزی را بوجود می آورند.
10- سازماندهی مقاله:
این مقاله شامل شش فصل میباشد:در فصل اوّل به کلیات تحقیق پرداخته شده است. فصل دوّم، چارچوب نظری می باشد .فصل سوّم نیز چارچوب مفهومی و پیشینه تاریخی توضیح داده شده است هویت ایرانیان در آستانه انقلاب اسلامی در فصل چهارم مورد بررسی است و در فصل پنجم آ نچه مورد مطالعه است گفتمان انقلاب اسلامی ایران می باشد . و در فصل آخر یعنی فصل ششم به هویت ایرانیان پس از انقلاب اسلامی اختصاص پیدا کرده است .

فصل دوّمچارچوب نظریمقدمه
هویت مفهومی بین رشتهای در حوزه علوم انسانی و اجتماعی است (تاجیک، 101:1382) و هر یک از رشتههای علمی، با توجه به خاستگاه، موضوع، اهداف و زمینههای مطالعاتی، سطح تحلیل و ابزار تحقیق و مقاله، به وجهی از وجوه هویت توجه بیشتری داشته، مبانی نظری، معرفت شناسی و هستی شناسی خاصی را معیار ارزیابی جهان پیرامون و از جمله هویت قرار میدهند.
در حالی که روانشناسان و نظریهپردازان شخصیت، هویت را امری شخصی و فردی دانسته و بر ویژگیهای شخصیتی و احساس فرد تأکید دارند و احساس «تمایز»، «تداوم»، «استقلال» را موضوعی شخصی و محصول تجربه انفرادی قلمداد مینمایند (گلمحمدی، 14:1385) جامعهشناسان به جای سطح تحلیل فردی و روانشناختی، سطح اجتماعی را مبنای مطالعات و مقالههای خود از جمله در موضوع هدایت قرار میدهند. از نظر جامعهشناسان احساس هویت در میان انسانها، به مثابه مفهومی بر ساخته، از دیدگاه مقالهگران حوزه علوم اجتماعی، هویت بصورت انفرادی و مجزا، جدای از دنیای اجتماعی، بیمعناست.(اسمیت ،15:1991 و 14؛ جنکینز، 20:1996) هویت برآیند دیالکتیکی تعامل فرد با جامعه است.(مید، 22:1964) از دیدگاه مقالهگران سیاسی، هویت نسبت وثیقی با قدرت مییابد. مرز، تفاوت و هویت، پدیدههای طبیعی و فرا تاریخی نیستند، بلکه در سایه قدرت و روابط قدرت محور، تولید و باز تولید میشوند هویت پیوند ناگسستنی با تفاوت دارد و تفاوتها همیشه در برگیرنده قدرت هستند. جوامع، حکومتها و نهادها در ایجاد، حفظ و تقویت آنها نقش کلیدی ایفاء مینمایند .(گلمحمدی، 17:1385)
تاریخنگاران، هویت را امری تاریخی، زمانمند و محتمل میدانند؛ همچنان که جغرافیادانان هویت را با مفاهیم و مصادیقی چون مکان، سرزمین وفضاهای جغرافیایی همبسته میبینند و تفاوتهای فرهنگی تمدنی و هویتی را متأثر از طبیعت و ماهیت هر یک از اقلیمها و حوزههای جغرافیایی ارزیابی مینمایند و مفهوم کلیدی سرحدات و مرز را یکی از مهمترین واژههای تبیین و تفکیک کننده هویتها در گذشته و حال میدانند.
اقتصاددانان هویت انسانها و گروههای اجتماعی را با شاخصهای نظیر سطح درآمد سرانه، نسبت افراد با ابزار و وسایل تولید میزان دسترسی و بهرهمندی و رشد و توسعه اقتصادی میسنجند و مقالهگران مطالعات زنان، کلید فهم هویت را محوریت بخشیدن به تفاوتهای جنسی و تأکید بر روابط قدرت میدانند. (مقصودی، 58:1386)
همانطور که گفته شد هر یک از رشتههای علمی بنابر اقتضائات خاص خود، به وجهی از وجوه هویت توجه بیشتر دارند. در این نوشتار آنچه مورد توجه است؛ عناصر، منابع یا مؤلفههای هویت ساز میباشد. توجه به این نکته ضروری است که منابع و مؤلفههای هویت ساز و تأثیرگذار بر هویتها فراوانند و رشته علوم سیاسی و روابط بینالملل به عنوان رشتههایی که از ابزار و روش خاصی برخوردار نبوده و از ابزارها و روشهای مقاله رشتههای دیگر در تحقیقات و مطالعات خود سود میجویند و از آنجایی که بحث پیرامون مسئله هویت و نظریات موجود و مطروحه در باب این مهم بیشتر از سوی نظریهپردازان حوزه علوم اجتماعی بررسی شده است. برای پیشبرد مقصود از نظریات اندیشمندان این حوزه استفاده خواهد شد.
بعد از بررسی اجمالی نظریات موجود و معاصر هویت سعی بر آن است تا به یک مدل نظری دست یابیم تا بر مبنای آن یک پله به پاسخ سئوالات مقاله نزدیکتر شویم.1- چارچوب نظری :
در تبیین نظری هویت ملی، دیدگاههای جامعهشناختی هویت ملی را در ردیف پدیدهای اجتماعی در کشاکش با سایر پدیدههای اجتماعی بررسی میکنند. براین اساس، برخی صاحبنظران هویتها را پدیدهای طیفی و ذاتی جوامع میدانند؛ نیازی طبیعی، برگرفته از سائقههای اولیه یک حیات جمعی در تبیین این نوع هویت جمعی گروهی بر همانندی این سائقه با رویکردهای زیست شناسی اجتماعی، گروهی بر رویکردهای طبیعتگرا و گروهی بر فرهنگ محوری تمرکز میکنند. برخی جامعهشناسان، هویت ملی و ملت را پدیدههای منبعث از مدرنیته و ماشین صنعت، تجمع گروههای انسانی در کنار آن و بریدن از هویتهای سنتی تبیین میکنند. از میان این صاحبنظران – که مهمترین عنصر وفاقشان مدرن بودن ملت و هویتهای ملی است – برخی دگرگونیهای اقتصادی، برخی سیاسی و گروهی دگرگونیهای اجتماعی و فرهنگی را مبنای تحلیل شکلگیری و تکوین هویتهای ملی، ملت و ناسیونالیسم میدانند. گروهی از صاحبنظران، هویتهای ملی را پدیدهای تاریخی، اما نه جاوید و ازلی، بلکه ایدههای جاودان در جهان بشریت و طی قرون متمادی دانستهاند، اما معتقدند علیرغم شیوع این ایده، ملتهای تاریخی در همه دورانها و سرزمینها فراگیر نبودهاند. برخی جامعهشناسان هم بر میراث نمادین ملتهای امروزی در گذشته تاریخی به عنوان اصل و مبانی هویتهای ملی تأکید میکنند.
در اینجا و برای ارائه چارچوب نظریه مقاله حاضر، محقق نمیتواند یا شاید لازم نباشد به هم نظریههای موجود بطور عمیق وارد شده و آنها را بررسی کند؛ زیرا در آن صورت حجم انبوهی از اوراق را باید به این کار اختصاص دهد بنابراین چاره کار در آن است که بصورت اجمالی به نظریات هویت، از جمله نظریات موجود و نظریات معاصر بپردازد:
1-1- نظریههای موجود آنتونی دی. اسمیت (1382) به عنوان یکی از برجستهترین نظریهپردازان حوزه هویت، پارادایمهای هویت (ملی) را براساس ماهیت و محتوای نظریهها به نحو ذیل بیان کرده است:
1-1-1- پارادایم مدرنیسم یا مدرنیسم ساختاری:
این پاردایم در دو شکل تاریخی و جامعهشناسی ارائه شده و دارای اشکال زیر است:
1- شکل اجتماعی – اقتصادی، که هویت را ناشی از عوامل اقتصادی و اجتماعی نوظهور همچون سرمایهداری صنعتی، نابرابری منطقهای، منازعه طبقاتی و تضاد مرکز – پیرامون میداند. نظریههای تام میرن و مایکل هیچتر را در این گروه میتوان قرار داد.
2- شکل سیاسی هویت، که طرفداران آن معتقدند هویت در اثر شکلگیری دولت مدرن و تقابلهای استعماری و امپریالیستی بوجود آمده است؛ مانند جان بریولی، آنتونی گیدنز و مایکلمان.
3- شکل ایدئولوژیک، که به ریشههای مذهبی و هزارهگرایی هویت توجه نموده است: مثل الی خدوری.
4- شکل اجتماعی – فرهنگی، که به عواملی مثل گذار به مدرنیزاسیون، رشد آموزش همگانی، سواد و... توجه کرده است و معتقدان به آن افرادی همچون ارنست گلنر هستند.
5- شکل ساختگرایی،که طرفداران آن معتقدند سنتهالی ابداعی و مهندسی اجتماعی توسط نخبگان حاکم موجب شکلگیری هویت شده است؛ مانند اریک هابز باوم (اسمیت، 1374: 83- 73)
2-1-1- پارادایم جاوید انگاری، که اعتقاد به جاودانگی و طبیعی بودن و تاریخی بودن هویتها دارد. این ایده از قرن نوزدهم تا 1940 رایج بوده است. نظرات هاگستون واتسون و ارنست رنان در این گروه قرار میگیرد.
3-1-1-پارادایم ازلی انگاری، این پارادایم از سوی دانشمندان علوم اجتماعی مطرح شده است. ایده اصلی آنان این است که ملتها براساس روح طبیعت گرایانهشان ازلی هستند و بایستی از دریچه نظم طبیعی دیده شوند. این نظریه توسط روسو و سییز مطرح شده است.
4-1-1- پارادایم زیستشناسی و فرهنگ1- برداشت زیستشناختی اجتماعی براین باور است که هویتهای میتوانند ناشی از انگیزهها یا سائقه تولید مثل ژنتیکی و استراتژی تبار گمارلی و تندرستی کامل برای به حداکثر رسانیدن سرمایههای مشترک ژنی باشند از جمله نظریهپردازان این گروه پیپرون دن برگ میباشد.
2- برداشت «انگارههای فرهنگی» براین اعتقاد است که هویتهای جمعی بر مبنای دلبستگی به «انگارههای فرهنگی هستی اجتماعی» شکل میگیرند. در این گروه ادواردز شیلز، کلیفورد گیرتز فراتر دارند.
5-1-1- پارادایم ابزارگرا : بر تقدم هویتهای خرد بر هویت بزرگ (ملی) تأکید نموده و بر این امر دلالت داشت که رهبران و نخبگان قومی از گروه فرهنگی خود به مثابه امکانی برای بسیج تودهای و برای رقابت بر سر قدرت و منابع استفاده میکنند . این ایده توسط ناتان نگارز، دانیل مونیهان مطرح شده است. عقلانیت، مدرنیته و سیاست سه ویژگی تکرار شونده ابزار گرایی هستند. (همان:82)
6-1- 1- پارادایم نمادگرایی قومی: این پارادایم بر عناصر ذهنی همچون خاطرات، احساسات، ارزش و اسطوره و نماد در تداوم و استمرار هویتها تأکید میکند (همان: 84) این نظریهها بر رابطه متقابل نخبگان و مردم، تحلیل درازمدت تاریخی، شور و اشتیاق دلبستگیهای جمعی، همزیستی هویتهای متفاوت در یک جامعه و دگرگونی هویتهای فرهنگی و جمعی توجه دارند. اندیشمندانی مثل جان آرمسترانگ، جان هاچینسون و آنتونی اسمیت در این حوزه قرار میگیرند (همان: 87).
از دیگر تقسیمبندیهای موجود در این گروه میتوان به تقسیمبندی محمدرضا تاجیک که در بررسی خود (1382) نظریههای هویت را به نحو ذیل تفکیک کرده اشاره کرد:
الف) رویکردهای کلاسیک: 1- رویکردهای گوهرگرا که اعتقاد به تعیین یافتگی هویت داشته و محور حیاتی بحث هویت را تقابل اضداد میدانستند. بر بنیان «خودی و بیگانه» شکل گرفتهاند.
به نظر نویسنده، نظریههای روایق لیوتار، سیکوس، دلوز، فرا روایات مدرنیته، نظریه والتر بنیامین، رویکردهای مذهبی مثل ابنرشد، الهی قمشهای، سروش، توشی هیگوایز ونستو در این چارچوب قرار میگیرند.
2- رویکردهای بر ساختگرایی اجتماعی: تأکید اصلی در اینجا آن است که ماهیتِ خود، ساخته و پرداخته تاریخ است و در ظرف مکان و زمان خاص شکل گرفته و معنا مییابد؛ چرا که آنچه در جهان خارج میباشد، بر ساخته اجتماعی و محصول ترتیبات ویژه تاریخی و فرهنگی است و اینکه هر بر ساخت اجتماعی نوع خاص از کنشهای اجتماعی را طلب میکند.
تاجیک نظریات کارل مارکس با تأکید بر مفهوم طبقه و تأیید روابط مناسبات تولیدی، لنین با تأکید بر مسئله ملی، ایدئولوژی گرایان و جغرافیدانان سیاسی مثل ژان گاتمن و نیز کسانی مثل باستانی پاریزلی را در این چارچوب قرار میدهد.
3- رویکردهای میانه: این دسته از نظریهها که در میان گوهرگرایی و سازهگرایی قرار میگیرند. براین اعتقادند که احساس هویت یک مقوله حدوثی و شدنی است و نه قدیمی و ذاتی لکن هویت یک جنبه تکونی (در مقابل تکوینی) یا محولی (در مقابل محققی) نیز دارد. بدین سان هویت کمی مرکب از مجموعههای محمول و محققی است که در طی مراحل متعدد زندگی در خود انباشت میکنیم هویتهای متأخر الزاماً نافی هویتهای متقدم نیستند. تاجیک نظریههای شخصیت و نظریه جنکینز را در این دسته قرار میدهد (تاجیک 99:1382)
ب) رویکردهای جدید: نظریهها و رهیافتهای گفتمانی، پسا ساختگرایی، پسا مارکسیم و روانکاوی در این دسته قرار میگیرند که ریشه مشترک آنها در گسست از مارکس و تأکید بر بستر و ساختار کنش، گرایش به فروید و نظریه ناخودآگاه مورد نظر ولی و استفاده از چارچوب و قالب زبانشناسی ساختاری سوسور است. این دسته از متفکران بر آناند که هویت امری تاریخی و محتمل و محصول زمان و تصادف است. اینان هر گونه تمایز یا مرز را زیر سئوال برده و ضمن رد جهان شمولی نظریهها، بر آناند که هویتها در بستر گفتمانهای روان و متغییر شکل میگیرند و تار و پود هر یک بر عناصر، دقایق، نقاط متعالی، روابط قدرت و نظامهای صدقی متفاوتی استوار است (همان: 103) تاجیک توجه و تمرکز عهده خود را بر نظریههای پسا مدرنیسم، ساختگرایی و مشخصاً «فرا روایت» قرار میدهد و تأکید میکند که هویت امری حادث، موقتی، (و نه معین) است و باید بصورت فرایندی دیده شود که کردارهای گفتمانی که هویتهای خاص را حفظ یا رد مینمایند، آن را تولید یا استحاله میکنند، هویتها مطلق نبوده، بلکه نسبی هستند؛ چرا که هر انسانی در ارتباط با چیزی، دیگر معنادار میشود. (همان: 106)
در یک جمعبندی و بررسی جامع دیگر درباره نظریههای هویت (توسط محمدرضا تاجیک؛ 1379) وی تاریخچه این بحث را به دو دوره ذیل تقسیم کرده است:
1- رویکردهای مدرن، الف) نظریه جامعهشناسان همچون نظریه کنش متقابل نمادی که تأکیدشان بر اهمیت محیط برای شکلگیری خود است؛ از جمله این افراد بلومر، گافمن.
ب) نظریه هویت ادموند برک که بر تمایز و تنوع در هویت، سطوح مختلف هویت، یکپارچگی هویتها و نقش افراد در سازگاری هویتهای متفاوت و نیز نقش گفتگوی درونی برای ساخت هویت و نهایتاً برجستگی هویتهای در دسترس توجه کرده است.
ج) نظریههای روانشناسان اجتماعی: در این نوع نظریهها به تبیین نظری هویت در قالب ساختارها و فرآیندهای شناختی، و ساختها و فرآیندهای بازنمایی اجتماعی توجه شده است از جمله میتوان به نظریه هویت اجتماعی تاجفل اشاره کرد.
2- رویکرد پسا مدرن: از جمله نظریههای مهم در این حوزه، نظریه گفتمان است که بر «من فعال» و «تفاوتها» تمرکز دارد. همچنین رابطه دیالکتیکی ساخت و عامل در آن مهم و تحقیق در روایت روش اصلی آن است. سر منشأ گفتمان روایت، رویدادهای زندگی است. در این نظریه، به گویشهای روایت توجه زیادی معطوف میشود و براساس ساخت گفتمانی است که هویت به شیوههای خاص و از خلال روایت درست میشود. بنابراین پاسخ به جواب چیستی فرد، بسته به جایگاهی که در درون اعمال گفتمانی خود فرد و دیگران در دسترس قرار میگیرد؛ تغییر میکند افراد همچنان که گفتار تغییر میکند، به اقتضاء جایگاهشان در درون خطوط متغییر داستان، از یک شیوه به شیوه دیگری از تفکر درباره خودشان سوق پیدا میکنند. از آنجا که حتی درباره یک رویداد واحد داستانهای بیشماری وجود دارد، پس هریک از ما خودهای یکپارچه ممکن بسیاری دارد که فرد میتواند از میان آنها کنش عامرانه انجام دهد. در نظریه گفتمان؛ هویت مطمئن، کامل و واحد ، وهمی بیش نیست؛ زیرا انسان موضوع هویتهای گوناگون در زمانهای گوناگون است. خود در اینجا یگانه، ثابت و منحنی نیست، چرا که در عین یگانگی؛ ثابت، سیال و متغییر است و به عنوان یک واقعیت، وجودی مقید به زبان و روایت است. (تاجیک 1379 : 93-80)
حسین کچوئیان (1384) نیز طی مقالهای به بررسی و تقسیمبندی جامع نظریههای هویت پرداخته است و این مفهوم را در ذیل دو گفتمان کلی تحقیق کرده است. ایشان این نظریهها را به «نظریههای هویتی» (در مقام ارائه الگوها، مؤلفه و عناصر هویت در جوامع مختلف) و «نظریه هویت» که به بررسی معرفت شناختی و درک روش شناختی هویت میپردازد تقسیم کرده و بر آن است که نظریه هویت به معنای نظری آن در غرب طی چند گفتمان کلی قابل بررسی است؛ زیرا مفهوم هویت و نظریههای مرتبط با آن کاملاً تابع گفتمانهای عصری است.
1- گفتمان هویت ملی: این گفتمان حاکم بر مرحله تاریخی ورود به تجدد (پس از قرون وسطی) است. با فروپاشی کلیسا، ابهام در کیستی و چیستی انسان غربی را به همراه آورد؛ به دنبال طرح هویت ملی، حکومتهای سکولار غیر دینی به وجود آمد که مظهر آنها وفاداری به سرزمین خاص بود و در پی تأسیس بنیان مالی فلسفی و توجیههای سیاسی برای آن بودند که نظریههای هابز، ماکیاولی و منتسکیو از اهم آنها بوده و از اوایل قرن 18 میلادی در کانون نظریهپردازی سیاسی غرب قرار گرفتند. در مرحله دوم از این گفتمان به سبب تأسیس دولت جدید پس از انقلاب فرانسه؛ بروز تضاد میان استعمارگران و... منابع جدیدی برای شکل دهی به هویت مورد نیاز بود. منبع اول، نهضت رمانتیزم بود که به جای فرد عقلگرا و محاسبهگرا به جامعه و روح کلی آن توجه نمود. منبع دوّم، ناسیونالیسم است که تحت تأثیر نظریههای زیستشناسی عامل پیوند ملتها را خصایص زیستی و نژادی میدانند که طبیعی و غیر قابل تغییر است. این روایت نیز یک برداشت دیگر از نظریه کارکرد گرایی است که تا قرن 19 ادامه داشت.
2- گفتمان هویت:در گفتمان دوره دوّم که در اوایل قرن 20 پدید آمد، نظریه هویت ملی منسجم جای خود را به گفتمانهای هویت و هویتهای متفاوت و متکثر داد در این مرحله، هویت ملی افول یافت؛ چرا که در اثر جنگهای جهانی و... این نظریه دچار بحران شد. پس نیاز به تجدد حکم میکرد به سمت شکستن ملت – دولت و اضمحلال ناسیونالیسم حرکت شود تا جایی که سیاست تکثر هویتی و میدان دادن به هویتهای متفاوت و غیر دولتی محوریت یافت؛ به گونهای که در نهایت «گفتمان هویت»، «گفتمان تفاوت» و «تکثر گرایی هویت» را بوجود آورد. در مجموع، از نظر کچوئیان نظریههای هویت تابع فضای کلی گفتمانی و اقتضائات دنیای غرب تحلیل شده و در آخر هویت ملی را به عنوان عنصری غیر کارآمد معرفی کردهاند (کچوئیان 1340: 54-35).
همچنین حسین بشیریه با تفکیک رویکردهای هویت در چارچوب متکثر و ثابت (بشریه، 15:1377) و نیک چهره محسنی در کتاب ادراک خود و حمید احمدی در کتاب «قدم گرایی از افسانه یا واقعیت» (1374) تقسیمبندیهایی از رویکردها و رهیافتهای ارائه کردهاند.و همچنین راجع به هویت سه دیدگاه عمده وجود دارد : جوهرگرایی – ساختارگرایی - نظریات گفتمانی .
در دیدگاه جوهرگرا یا ماهیت گرا ، هویت ها مثل جوهرها ثابت و متغیر هستند . در این دیدگاه هر هویت دارای دو چهره است ، چهره ای زیرین که ثابت و پایدار است و چهره ای زبرین که متغیر و سیال است . ساختارگرایان هویت را برساخته ای اجتماعی می دانند که از جایی نیامده است و انسان ها نیز آن را در جایی کشف نکرده اند ؛و لذا در نظر این گروه ، هویت ساخته و پرداخته ی گفتمان هایند . و لذا واقعیات اجتماعی در گفتمان ها زاده می شوند و شکل می گیرند، و چون گفتمان ها سیال هستند ، هویت ها هم می توانند سیال ، متغیر و دگرگون باشند و می توان گفت هر انسانی استعداد برخورداری از چند هویت را دارد .(محمدرضا تاجیک ،1379 :11)
بنابراین با توجه به نگرش های مختلف نسبت به مقوله ی هویت ساختار هویت انسانی هم شکل خاص خود را پیدا می کند . در نظر برخی از فلاسفه هویت انسانی دارای دو مؤلفه ی اساسی است یکی رابطه با دیگران و دیگری رابطه با خود . رابطه با دیگران از نوع رابطه ی گفتمانی است که در تعاملات زبانی به معنای گسترده ، شکل می گیرد و رابطه با خود در ارتباط با زندگی شخصی و سعادت فردی است. هر یک از این روابط با توجه به شرایط گوناگون اهمیت و اعتبار خود را دارند. (علی رضا بهشتی ،1379: 15)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *