مقاله user6-748

در حالت عادی بین رادیکال های آزاد تولیدی و آنتی اکسیدان ها در بدن تعادل برقرار است که این تعادل برای بقا و سلامتی ضروری است (25).
2- انواع آنتی اکسیدان ها
آنتی اکسیدان ها شامل انواع آنتی اکسیدان های آنزیمی و غیر آنزیمی و گروهی از مواد معدنی هستند. آنتی اکسیدان های غیر آنزیمی شامل ویتامین C ، ویتامین E ، کارتنوئیدها، بیوفلاونوئیدها و یوبیکینون ها می باشند (26).
مهمترین آنتی اکسیدان ها شامل ویتامین E و C و کارتنوئیدها می باشد.
ویتامین C:
جزء ویتامین های محلول در آب است که باید ازطریق موادغذایی دریافت شود. این ماده با غیر فعال کردن رادیکال های آزادی که در آب محلول هستند بطور اختصاصی از اثرات مخرب آنها جلوگیری می کنند.
ویتامین E:
این گروه شامل: آلفا توکوفرول و گاما توکوفرول می باشد که مانع از پراکسید شدن لیپیدها خصوصاً چربی های اشباع نشده در بدن می شود و تا حدودی از اکسیداسیون LDL در بدن جلوگیری می کنند.
کارتنوئیدها:
جزء آنتی اکسیدان های بسیار قوی به حساب می آیند و وجودشان برای سلول ها بسیار ارزشمند است. از اکسید شدن لیپیدها در مراحل اولیه جلوگیری کرده و سطح چربی خون را پایین نگه می دارند. از صدمات آلاینده های محیطی به خصوص دود سیگار جلوگیری می کنند. این گروه شامل :آلفا و بتاکاروتن، لیکوپن، کریپتوگزانیتن، لوتیین می باشد .
یوبیکینون ها:
در بین این خانواده کوآنزیم Q10 جای دارد. در بدن با استفاده از پیش سازهایی ساخته می شود و مانند یک آنتی اکسیدان محلول در چربی مثل ویتامین E عمل می نماید. بطور کلی این ترکیبات در بهبود بیماری های قلبی، بخصوص در نارسایی قلب و کاردیومیوپاتی مفید می باشند)26).
در مواد غذایی مثل لوبیاسبز، انواع ماهی ها به خصوص ساردین ، جوانه گندم، سیر، کلم، اسفناج یافت می شوند.
بیوفلاونوئیدها:
گیاهان انواع شگفت انگیزی از متابولیت های ثانویه را دارا هستند. یکی از مهم ترین متابولیت های ثانویه، فلاونوئیدها هستند (68). از شکنندگی عروق جلوگیری می کنند. تاحدی فعالیتهای ویتامین C را تشدید می کنند. دریافت این ترکیبات از طریق مواد غذایی سبب کاهش خطر بیماری های قلبی عروقی و سرطان می شود. در گیاهان با رنگدانه های غیر کارتنوئیدی و دارای رنگ قرمز و آبی و زرد یافت میشوند. همچنین میوه های نارس گونه های مختلف مرکبات به عنوان ذخایر مهم فلاونوئیدها شناخته شده اند. کوئرستین، روتین، هسپیریدین مهمترین اجزای این گروه هستند. فلاونوئیدها یکی از بزرگترین گروه های ترکیبات طبیعی هستند که جزء ترکیبات فنولی به شمار می آیند (65)، و به دلیل فیزیولوژی خاص، خواص دارویی و نقششان در سلامتی بسیار اهمیت دارند (64). خواص ضد ویروسی، ضد میکروبی و ضد حساسیت آن ها نیز به اثبات رسیده است (67). فلاونوئیدها موجب افزایش در پایداری دیواره سلولی و ایجاد مانع فیزیکی برای حفاظت سلول ها در مقابل عملکرد مضر عناصر سنگین می شوند. در سال های اخیر خواص آنتی اکسیدانی فلاونوئیدها بیشتر مورد توجه است (68). فعالیت آنتی اکسیدانی آن ها به طور عمده مربوط به خاصیت احیایی آن هاست که اجازه می دهد به عنوان عوامل احیایی، دهنده هیدروژن، برطرف کننده های اکسیژن منفرد و همبندشوندگان با عناصر عمل کنند. گزارشات بسیار زیادی ، القاء انباشتگی ترکیبات فنولیکی و فعالیت پراکسیدازها در گیاهان تیمار شده با غلظت بالای عناصر را نشان می دهند. فلاونوئیدها دارای گروه های هیدروکسیل و کربوکسیل هستند که قادرند به طور اختصاصی به عناصر سنگین باند شوند (70). ریشه های بسیاری از گیاهان در معرض عناصر سنگین ، میزان بالایی از تولید فلاونوئیدها را دارند (71). به طور کلی تصور می شود فلاونوئیدها از آسیب اکسیداتیو با جاروب کردن انواع اکسیژن واکنش گر و شکستن واکنش های زنجیری رادیکالی در طی پرواکسیداسیون لیپیدی جلوگیری می کنند. این اثرات اکسیداتیوی نیاز به شکل احیا شده فلاونوئیدها دارد و شکل اکسید شده آن ها تنها به عنوان پرواکسیدانت عمل می کند (69).
آنتی اکسیدانهای آنزیمی هم شامل سوپراکسید دسموتاز(SOD)، گلوتاتیون پراکسیداز(GPx) و کاتالاز(CAT) می باشند (29،28،27،26).
همچنین بعضی از مواد معدنی مثل سلنیوم ،آهن، روی ،منگنز، مس نیز جزء آنتی اکسیدان ها به حساب می آیند. رادیکال های آزاد دارای یک الکترون جفت نشده اند که این امر موجب واکنش پذیری بالای آنها میگردد. آنتی اکسیدان ها در برابر رادیکال های آزاد به عنوان دهنده الکترون عمل می نمایند و بدین ترتیب مانع از اثرات مخرب آن می شوند (26،27).
اثر گروهی از آنتی اکسیدان های آنزیمی و غیر آنزیمی در مقابل گونه های واکنشگر اکسیژن در شکل صفحه بعد نشان داده شده است .
د)رادیکال های آزاد
رادیکال های آزاد مولکول هایی هستند که آخرین لایه ی الکترونی آنها کامل نبوده و به همین دلیل از لحاظ شیمیایی از سایر مولکول ها فعال ترند. به بیان ساده تر مولکول ها یا اتم هایی هستند که دارای یک الکترون جفت نشده اند.
رادیکال های آزاد شامل : گونه های واکنشگر اکسیژن (ROS)، گونه های واکنشگر نیتروژن (RNS)، گونه های واکنشگر کلر (RCS) می باشند. به طور کلی را دیکال های آزاد از شکستن یک پیوند در یک مولکول پایدار، که منجر به ایجاد دو قطعه، که هر یک از آنها حاوی یک الکترون جفت نشده هستند، می گردد.
R1-R2<---->R1R2
در نتیجه ی مصرف سیگار، آلودگی هوا، مصرف مواد غذایی سرطان زا مانند نیترات ها، هورمون های محیطی و سرب و مواد شیمیایی آسیب رسان ،شکسته شدن ناقص چربی ها و یا پروتئین ها در بدن تولید می شوند. طول عمر کوتاهی دارند (کمتر از 10-3 ثانیه) و اینقدر فعال هستند که در کمتر از چند ثانیه با مواد داخل سلولی ترکیب می شوند و سبب بروز عوارض بسیار خطرناکی در سلول ها می شوند که شامل، آسیب به DNA، پروتئین ها و لیپیدها می باشد. سیستم های بدن در یک همزیستی با رادیکال های آزاد تطبیق پیدا کرده اند و همچنین مکانیسم هایی برای استفاده سودمند از آنها در عملکرد های فیزیولوژیک شکل گرفته است. اما تولید بیش از اندازه آنها باعث آسیب به سلول های بدن می گردد و ایجاد بیماری های مختلف می کند (32، 31، 30).
گونه های فعال اکسیژن معروف به رادیکال های آزاد، از عوامل اکسیداسیون بوده که در نتیجه متابولیسم اکسیژن تولید می شوند و با بیومولکول های حیاتی بدن از جمله لیپید، پروتئین، DNA واکنش نشان داده و آنها را اکسید می کنند (33). به طور کلی ارگانهایی که دارای زنجیره انتقال الکترون هستند، مثل میتوکندری و کلروپلاست، قادر به تولید گونه های واکنشگر اکسیژن می باشند (34).
گونه های واکنشگر اکسیژن همانند سایر رادیکال های آزاد در بدن نقش دوگانه ای را اجرا می کنند:
در غلظت های پائین تا متوسط ضرری ندارند و می توانند در جهت پاسخ به Noxia و در عملکرد شماری از سیستم های سیگنالینگ سلولی سودمند باشند.
در غلظت های بالا، آسیب هایی تحت عنوان استرس اکسیداتیو و لیپید پراکسیداسیون را ایجاد می نمایند که سر منشأ بسیاری از بیماری هاست.
سیستم دفاعی بدن یک موجود هوازی با استفاده از مکانیسم های دفاعی آنزیمی و غیر آنزیمی در برابر این شرایط مقابله می کند. یکی از این سلاح های دفاعی، آنتی اکسیدان ها هستند. کمبود آنتی اکسیدان ها در بدن می تواند آسیب های جبران ناپذیری به سلول ها وارد ساخته و نهایتاً گسترش بیماری های مختلف را به همراه داشته باشد (34).
در واقع آنتی اکسیدان ها با افزودن بعضی از اجزایشان به رادیکال های آزاد این ترکیبات خطرناک را تثبیت می کنند و اجازه ی آسیب به اجزای سلول های سالم بدن را نمی دهند. درصورت کمبود آنتی اکسیدان ها در بدن، رادیکال های آزاد موجب آسیب لیپید پراکسیداسیون که یکی از اثرات قابل توجه استرس اکسیداتیو است می شوند. به دنبال پراکسیداسیون اسیدهای چرب اشباع نشده که به طور اساسی در غشاهای سلولی و لیپوپروتئین ها قرار دارند، یکپارچگی سلولی از بین می رود و موجب اختلال در فعالیت فیزیولوژیکی آنها می گردند. آسیب اکسیداتیو دیگر آسیب به DNA سلولی است که موجب تغییرات در مواد ژنتیکی می گردد و منجر به ایجاد سلول های سرطانی و تومور می شود. همچنین پروتئین های سلولی بدن نیز می توانند بدنبال کمبود آنتی اکسیدان ها دچار آسیب اکسیداتیو شوند و موجب ایجاد اختلالات و در نتیجه بیماری های مختلف شوند (26،27).
به طور کلی بیماری هایی که در نتیجه شرایط استرس اکسیداتیو در بدن ایجاد می شوند به دو گروه تقسیم می شوند:
1) گروه اول شامل بیماری هایی هستند که در آن ها اکسایش تیول/ دی سولفید رخ می دهد و تلورانس گلوکز در آنها دچار آسیب و اختلال می گردد و شرایط استرس اکسیداتیو میتوکندریایی نامیده می شود. (مثل سرطان و دیابت ملیتوس).
2) گروه دوم شامل بیماری هایی هستند که توسط شرایط اکسیداتیو التهابی شکل گرفته اند و فعالیت NADPH افزایش پیدا کرده است (مثل بیماری آترواسکلروز و التهاب مزمن) یا فعالیت زانتین اکسیداز/ محرک تشکیل گونه های واکنشگر اکسیژن در آنها افزایش یافته است (مثل آسیب های ناشی از ایسکمی / خونرسانی مجدد) (40،37).
میتوکندری جز اولین اندامک هایی است که در شرایط ایسکمی کلیوی تحت تأثیر قرار می گیرد. در شرایط ایسکمی تخلیه ATP باعث فعال شدن پروتئازها و فسفولیپازهایی می شود که به دنبال جریان خون سبب ‌آسیب های اکسیداتیو شده و نقش مهمی درپاتوژنز ARF دارند. این آسیب ها در سلول های اپیتلیالی مویرگ های توبولی و به خصوص درمدولای بیرونی رخ می دهد (23،22) .
در طول ایسکمی، با وجود فشار کم اکسیژن میزان متوسطی از گونه های واکنشگر اکسیژن تولید می شود که منبع آن میتوکندری است (40). در طول خونرسانی مجدد هم تولید متوسطی از گونه های واکنشگر اکسیژن وجود دارد که احتمالاً از یک منبع متفاوت نسبت به دوره ایسکمی است و هنوز به طور دقیق مشخص نشده است.
تولید زیاد گونه های واکنش گر اکسیژن در طی I/R منجر به آسیب استرس اکسیداتیو و لیپیدپراکسیداسیون و در نتیجه آسیب های بافتی و آسیب به اندام ها می گردد (41).
در طول ایسکمی با مصرف بیش از اندازه ATP در طی متابولیسم، پورین، زانیتن و هیپوزانتین تجمع و تراکم می یابند که به محض ایجاد خونرسانی مجدد و ورود اکسیژن، بوسیله زانتین اکسیداز مقدار زیادی سوپراکسید تولید می شود. رادیکال سوپراکسید نیز توسط سوپراکسید دسموتاز (SOD) تبدیل به هیدروژن پراکسید می شود (42).
بعد از I/R، رشته های F-action سلولهای ماهیچه صاف سازماندهی خود را از دست می دهند. و این تغییرات اسکلت سلولی، تخریب اتصالات سلولی، تخلیه ATP و مجاورت با عوامل اکسیدان مسئول افزایش نفوذپذیری پاراسلولار و نشت مواد از بستر عروقی به بافت می باشد که این شرایط باعث متورم شدن سلول های اندوتلیال و اختلال در جریان خون بواسطه فشرده کردن مویرگها و احتقان عروقی می شود (23،22). در طی I/R، بافت کلیه در معرض استرس اکسیداتیو قرار می گیرد. نوتروفیل ها نقش مهمی در القای آسیب کلیوی به دنبال I/R کلیوی دارند. و منبع دیگری برای ROS به حساب می آیند. نوتروفیل های فعال شده به سلول های اندوتلیال عروق متصل شده و پس از ورود به بافت توسط NADPH اکسیداز و میلو پروکسیداز ،تولید ROS و یکسری سایتوکاین التهابی می کنند که موجب آسیب به بافت می شود (39، 43).
بعد از تولید ROSدر شرایط ایسکمی/ خونرسانی مجدد، آسیب های اکسیداتیو و پراکسیداسیون رخ می دهد که این میزان آسیب ها بستگی به وجود آنتی اکسیدان ها در بدن دارد. در صورت وجود آنتی اکسیدان های کافی در بدن، آنتی اکسیدان ها به عنوان دهنده ی الکترون در مقابل رادیکال های آزاد عمل می کنند و جلوی آسیب های آنها را می گیرند. اما درصورت عدم وجود آنتی اکسیدان ها در بدن، ROS به پروتئین ها، لیپیدها و DNA سلولی حمله می کنند و موجب آسیب های جبران ناپذیر به بدن و سر منشأ بیماری های گوناگون می گردند (54).
همان طور که در شکل نشان داده شده، حضور آنتی اکسیدان های مختلف در بدن مثل انواع ویتامین ها، گروهی از فلزات ، گروهی از آنزیم ها در برابر گونه های واکنشگر اکسیژن به عنوان جاروب کننده و با واگذار کردن الکترون به آنها مانع حمله ی آنها به مولکول های سازنده بدن می گردند، اما در صورت عدم حضور آنها به پروتئین ها، DNA و لیپیدهای سلول ها آسیب وارد می شود که تحت عنوان استرس اکسیداتیو و لیپیدپراکسیداسیون (شامل واکنش 14 به بعد در شکل می باشد) مطرح است. مالون دی آلدهید (MDA)و 4-هیدروکسی نان انال(HNE)، به عنوان محصول فرایند لیپیدپراکسیداسیون به عنوان شاخصی برای تعیین آسیب لیپیدپراکسیداسیون مطرح هستند و می توانند سرطان زا نیز باشند (56 ، 55).

هـ) کوئر ستین
کوئرستین (3,3’,4’,5,7-Pentahydroxyflavone) یک ترکیب فعال با منشأ گیاهی است که بواسطه ی ساختار شیمیایی پلی فنلی دارای خاصیت رادیکال گیرندگی و آنتی اکسیدانی می باشد. در زمره فراوان ترین پلی فنل های مشتق شده از گیاهان محسوب می شود، اثر بخشی آن در کنترل و درمان بیماریهای از قبیل : هیپرتانسیون، ایسکمی قلبی، نارسایی احتقانی قلب ، هیپرلیپیدمی ، آترواسکلروز، اختلالات انعقاد خون، نوروپاتی دیابتی، نکروز بافتی، هیپرکلسیمی ناشی از دیابت و ضایعات بافتی ناشی از ایسکمی / خونرسانی مجدد مورد تأیید قرار گرفته است (4،5).
منابع کوئر ستین
کوئرستین در خیلی از میوه ها و سبزی ها یافت می شود . در کاهو، کلم بروکلی، گوجه فرنگی ، چای، توت ها، روغن زیتون، آب انگور قرمز، در پوست سیب و در پیاز به وفور یافت می شود. با وجودی که کوئرستین در خیلی از میوه ها و سبزی ها یافت می شود اما پیاز غنی ترین منبع به حساب می آید، به طوری که جذب این ماده در پیاز 32% مؤثرتر و سریعتر از سایر منابع است و 24 ساعت در بدن باقی ماند (44، 45).
2- اثر کوئرستین در رابطه با رادیکالهای آزاد
مطالعات نشان داده اند که فلاونوئیدها دارای خواص فارماکولوژیکی گوناگونی هستند. کوئرستین به عنوان یک فلاونوئید آنتی اکسیدانی وضعیت ROS را در سلول ها تحت تأثیر قرار می دهد. طی مطالعاتی مشاهده شده است که کوئرستین دارای خواص محافظت کننده سلولی و بافتی در برابر عوامل استرس زا و اکسیداتیو ناشی از ROS دررت های دیابتی است. در واقع کوئرستین به عنوان یک فلاونوئید مهم و یک آنتی اکسیدان قوی باعث برداشت رادیکال های آزاد نظیر زانتین اکسیداز و سوپراکسید و کاهش استرس اکسیداتیو در حیوانات دیابتی می گردد (47، 46).
همچنین طی مطالعاتی مشاهده گردیده که کوئرستین بیشترین اثر را در کاهش کلسترول دارد. فلاونوئیدها با جلوگیری از اکسیداسیون LDL باعث هیپولیپیدمی در حالتInvivo می گردند (48).
همچنین کوئرستین سلول های هپاتومای H4 IIEرا در مقابل استرس اکسیداتیو ناشی از قرار گرفتن در معرض پراکسید هیدروژن محافظت می کند (50).
3- اثرات عروقی کوئرستین
مطالعات نشان داده اند که کوئرستین دارای یکسری اثرات عروقی نیز است. و این اثر وابسته به دوز است. کوئرستین پاسخ انقباضی القاء شده بر اثر اضافه نمودن آگونیست های غیر اختصاصی نظیر کلرورپتاسیم و اگونیست های اختصاصی نظیر نور آدرنالین و فنیل افرین را کاهش می دهد. همچنین در عروق هوایی و مقاومتی بدن تاثیر وازودیلاتوری (گشادکنندگی عروقی) بوجود می آورد. در این خصوص مشخص گردیده است که در موش های صحرایی طبیعی، اثر گشادکنندگی عروقی کوئرستین در غلظت های پائین وابستگی زیادی را به عوامل شیمیایی آزاد شده از سلولهای اندوتلیوم شامل نیتریک اکسید و پروستاگلاندین های باخاصیت گشاد کنندگی رگ نشان می دهد، ولی در غلظت های بالاتر این فلاونوئید با اعمال اثر مستقیم بر سلول های عضلانی صاف جداره عروق نیز می تواند اثرات گشادکنندگی عروقی خود را ایجاد نماید (52، 51).
4- اثر ضد سرطانی کوئرستین
کوئرستین دارای اثرات ضد سرطانی نیز می باشد، آزمایش های گوناگون ثابت کرده اند که کوئر ستین به طور قابل توجهی اثر بازدارندگی رشد بر روی سلولهای سرطانی و تومور دارد. در شیمی درمانی در کنار سیس پلاتین از کوئرستین نیز استفاده می شود. کوئرستین این عمل را از طریق چندین مکانیسم مولکولی انجام می دهد: اثر روی موتانت پروتئین P53، اثر روی فاز G1 چرخه ی سلولی، اثر روی تیروزین کیناز به عنوان یک گیرنده پروتئینی سیگنال های رشد، اثر روی گیرنده ی استروژن (ERII)، اثر روی پروتئین شوک گرمایی ، و اثر روی پروتئین Ras (54 ، 53).

فصل دوم
این تحقیق بر روی 30 رت نر با محدوده وزنی 260 الی 310 گرم از نژاد اسپراگ داولی انجام گردید. حیوانات قبل از آزمایش در شرایط نوری 12 ساعت تاریکی و 12 ساعت روشنایی و درجه حرارت 1+22 درجه سانتیگراد و دسترسی به مقادیر دلخواه آب و غذا نگهداری می شوند.
روش آماده سازی حیوانات :
1.1- روش تزریق کوئرستین:
کوئرستین به همراه حلال دی متیل سولفوکساید (DMSO) به مقدار mg/kg 30 (30 میلی گرم کوئرستین به ازای هر کیلوگرم وزن بدن موش) با روش i.p. (تزریق داخل صفاتی) تزریق می شد.
2. 1- بیهوشی
حیوان با تزریق داخل صفاتی 60mg/kgپنتوباربیتال سدیم بیهوش می گردید. در تمام طول آزمایش در صورت نیاز با تزریق داخل وریدی 1/5mgپنتوباربیتال سدیم بیهوشی ادامه می یافت.
3.1 - جراحی
پس از ثابت کردن حیوان بیهوش شده بر روی میز جراحی نواحی گردن شکم و کشاله ران سمت چپ تراشیده و تمیز می شد. با ایجاد یک برش طولی در ناحیه گردن و سپس کنار زدن فاشیا و غدد بزاقی به محض مشاهده عضله در برگیرنده نای با استفاده از پنس فیبرهای عضلانی کنار کشیده میشدند و با نمایان شدن نای و ایجاد یک برش بین غضروفی یک کانول پلی اتیلن با قطر مناسب جهت تراکئوستومی درآن قرار داده می شد تا راه هوایی مطمئنی برای حیوان تأمین گردد و در طول آزمایش درصورت تجمع ترشحات در نای با استفاده ازسرنگ تمیز می گردید (تصویر 1).
سپس در ناحیه کشاله ران سمت چپ با ایجاد یک برش تا بالای ران با دقت بافت های سطحی شکافته می شد تا شریان و ورید فمورال و عصب سیاتیک نمایان می شدند. پس از جدا کردن شریان و ورید فمورال از یکدیگر و تمیز کردن فاشیای روی آنها با کمک استریو میکروسکوپ که بزرگنمایی لازم جهت کانول گذاری را فراهم می نمود یک کانول هپارینه (20 واحد در میلی لیتر) با قطر مناسب (PE50) در ورید فمورال قرار داده می شد که از طریق آن محلول نرمال سیلین توسط پمپ تزریق)تصویر2) در تمام مدت آزمایش تزریق می شد. همچنین از همین کانول برای تزریق داخل وریدی داروی بیهوشی در طول آزمایش استفاده می شد. سپس یک کانول هپارینه با قطر مناسب (PE50) در شریان فمورال قرار داده و به ترانسدیوسر فشار متصل می گردید و فشار خون شریانی در تمام مدت آزمایش توسط دستگاه بیولب(تصویر3) ثبت می شد. گرفتن نمونه های خونی در طول آزمایش نیز از طریق همین کانول شریانی صورت می گرفت در مرحله بعد با ایجاد یک برش طولی برروی شکم و بازکردن آن یک برش کوچک هم روی مثانه داده می شد و یک کانول پلی اتیلن با قطر مناسب (PE50) جهت جمع آوری ادرار در آن قرار داده و با استفاده از نخ به مثانه گره زده می شد (تصویر4). سپس اطراف عروق کلیوی کاملاً تمیز شده و شریان و ورید کلیه در زیر استریومیکروسکوپ با دقت از یکدیگر جدا می شدند تا در زمان لازم بتوان با قرار دادن کلمپ به دور شریان های کلیوی آنها را مسدود نمود. پس از اتمام جراحی و قرار دادن احشاء در داخل شکم یک گاز آغشته به نرمال سیلین جهت جلوگیری از خشک شدن احشاء روی شکم قرار داده می شد. در تمام مراحل آزمایش درجه حرارت بدن حیوان توسط یک ترمومتر مقعدی اندازه گیری می گردید و با استفاده از لامپ هایی که در زیر و روی میز جراحی قرار داشتند در محدوده هایC o 37±1کنترل می شد (تصویر5).
-پروتکل آزمایش
پس از اتمام جراحی دوساعت به حیوان استراحت داده می شد (Rest Period) تا عوارض ناشی از استرس جراحی برطرف گردد و نوسانات فشارخون شریانی به حداقل رسیده و حیوان در یک وضعیت پایدار قرار گیرد. بعداز اتمام دوره استراحت یک دوره کلیرانس نیم ساعته به عنوان دوره کنترل انجام می شد. پس از آن شریان های کلیه به مدت 30 دقیقه توسط کلمپ های غیر آسیب رسان مسدود می شدند و بلافاصله پس از برداشتن کلمپ ها یک دوره کلیرانس یک ساعته انجام می گردید.
در تمام دوره های کلیرانس ادرار در ظروف مخصوص از قبل وزن شده جمع آوری و فشار خون حیوان ثبت می گردید. ظروف حاوی نمونه های ادراری با ترازو وزن می شدند و با کم کردن وزن ظروف خالی از آن حجم ادرار جمع آوری شده بر حسب میلی لیتر بدست می آمد و سپس بطور موقت در یخچال نگهداری می شدند. در انتهای تمام دوره های کلیرانس و ایسکمی نمونه های خون شریانی از طریق کانول شریانی به حجم 0/7میلی لیتر با استفاده از سرنگ سرد هپارینه گرفته می شد و سریعاً پلاسمای آنها توسط دستگاه سانتریفیوژ جدا و درC -20نگهداری و گلبول های قرمز بعد از اضافه کردن نرمال سیلین با حجم برابر با پلاسمای جدا شده مخلوط گشته و مجدداً به حیوان تزریق می گردید. بعد از هر خونگیری و تزریق آن 5 دقیقه جهت متعادل شدن دوباره فشار خون فرصت داده می شد و سپس دوره کلیرانس بعد آغاز می گردید. در انتهای آزمایش با گرفتن حجم زیاد و سریع خون حیوان معدوم می گردید.

تصویر 1 – قرار دادن کانول پلی اتیلن جهت تراکئوستومی

تصویر 2 – نمایی از پمپ تزریق مورد استفاده در طول آزمایش

تصویر 3- نمایی از دستگاه بیولب مورد استفاده در طول آزمایش

تصویر 4- کانول گذاری در شریان و ورید کلیه و مثانه

تصویر5- بساط تحقیقاتی مورد استفاده در طول آزمایش

2) خصوصیات دارو و نحوه تهیه آن
کوئرستین (3,3’,4’,5,7-pentahydroxyflavone) با نام های دیگر Sophoret، Meletin، Cyanidenolon معرفی می شود. به صورت پودر زرد رنگ بوده و در آب نامحلول است.

فرمول مولکولی کوئرستین C15H10O7 است و جرم مولکولی آن302/24 با میزان ترکیب 59/61 C درصد،3/33H درصد، 37/06O درصد می باشد. مزه الکلی آن خیلی تلخ است (44).
در این تحقیق کوئرستین( شرکت سیگما ) به همراه حلال دی متیل سولفوکساید (DMSO) به مقدار 30mg/Kg (30میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن موش) با روشi.p. (داخل صفاقی)، 2 ساعت قبل از بیهوشی تزریق می گردید.
4-گروه های آزمایشی
الف) گروه شاهد(Sham): در این گروه تمام مراحل جراحی و آزمایش مطابق با پروتکل آزمایش انجام می گردید، ولی شریان های کلیه طی آزمایش بسته نمی شدند. این گروه انفوزیون نرمال سالین با سرعت 3ml/h در سراسر طول آزمایش دریافت می کردند.
ب) گروه تحت ایسکمی/خونرسانی مجددکلیوی(I/R):
در این گروه شریان های هردو کلیه به مدت نیم ساعت کلمپ و سپس باز می گردیدند و یک ساعت خونرسانی مجدد انجام می شد. این گروه انفوزیون نرمال سالین با سرعت 3ml/h در طول آزمایش دریافت می کردند.
ج) گروه تحت I/R دریافت کننده کوئرستین (I/R+Quercetin) :
در این گروه تمام شرایط همانند گروه I/R بود، با این تفاوت که دو ساعت قبل از آزمایش، تزریق داخل صفاقی کوئرستین را به میزان 30 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن دریافت می کردند.
5- اندازه گیری غلظتهای کرآتینین ، اوره و الکترولیتها در پلاسما و ادرار
غلظتهای کرآتیتین، نیتروژن اوره در نمونه های پلاسما و ادرار در آزمایشگاه بیمارستان نمازی شیراز همگی توسط دستگاه اتوآنالیزر ( Prestinge, Biolis 241 – ژاپن) اندازه گیری شدند. غلظت کرآتینین پلاسما ([Cr]p) و ادرار ([Cr]u ) بر اساس واکنش آن با پیکرات قلیایی با روش ژافه (اندازه گیری مستقیم) تعیین می شد و واحد آن بر حسب میلی گرم بر دسی لیتر (mg/dl) بود.
غلظت نیتروژن اوره پلاسما ([UN]p) و ادرار ([UN]u) بر اساس واکنش آن با دی استیل منوکسید با روش اندازه گیری مستقیم تعیین گردیده است و واحد آن بر حسب میلی گرم بر دسی لیتر است.
با استفاده از دستگاه فیلم فتومتر ( PHF-140; Biocode Hycel, Massy Cedex- فرانسه) غلظتهای سدیم و پتاسیم نمونه های پلاسما) [Na+]p&[K+]p و ادراریu ([K+]u &[Na+]اندازه گیری شدند.
6) محاسبه ی پارامترهای عملکرد کلیه :
پارامترهای مورد نظر برای بررسی عملکرد کلیه بر اساس غلظتهای پلاسمائی و ادراری سدیم ، پتاسیم ، کرآتینین و نیتروژن اوره و با استفاده از فرمولهای زیر انجام گرفته است.
میزان جریان ادرار ( Vo ) برحسب میکرولیتر بر دقیقه در گرم وزن کلیه (µL/min.gkw) :
حجم ادرار در دوره کلیرانس (میلی لیتر) ×0 100

مدت دوره کلیرانس (دقیقه) × وزن کلیه(گرم)
Vo = ______________________________
میزان فیلتراسیون گلومرولی (GFR) بر حسب میکرولیتر بر دقیقه در گرم وزن کلیه (µL/min.gkw) :
غلظت کراتینین ادرار × میزان جریان ادرار (میکرولیتربردقیقه در گرم وزن کلیه)

غلظت کراتینین پلاسما
GFR = ______________________________________________
دفع مطلق سدیم (UNaVO) بر حسب میکرومول بر دقیقه در گرم وزن کلیه (µL/min.gkw) :
غلظت سدیم ادرار ( میکرومول بر میلی لیتر) × میزان جریان ادرار(میلی لیتر بر دقیقه در گرم وزن کلیه UNaVo=

دفع مطلق سدیم ×100
دفع نسبی سدیم( FENa) بر حسب درصد(٪) :
میزان فیلتراسیون گلومرولی(میلی لیتر بر دقیقه در گرم وزن کلیه) ×غلظت سدیم پلاسما
FENa= --------------------------------------------------------------------------
دفع مطلق پتاسیم (UKVO) بر حسب میکرومول بردقیقه درگرم وزن کلیه (µmol/min.gkw):
غلظت پتاسیم ادرار (میکرومول در میلی لیتر)×میزان جریان ادرار (میلی لیتر بردقیقه در گرم وزن کلیه( UKVO =
دفع نسبی پتاسیم (FEk)برحسب درصد (%)
دفع مطلق پتاسیم ×100
میزان فیلتراسیون گلومرولی (میلی لیتر بر دقیقه درگرموزن کلیه) × غلظت پتاسیم پلاسما
FEk=------------------------------------------------------------------------------
روش های آماری
مقادیر غلظت های پلاسمایی و پارامترهای عملکرد کلیه به صورت میانگین± خطای معیار (Mean±SEM ) ارائه و تمام تجزیه و تحلیل های آماری با استفاده از نرم افزار آماری SPSS Version 11/5 و با در نظر گرفتن سطح معنی دار <0/05 Pانجام می پذیرفتند. جهت مقایسه درون گروهی پارامترهای عملکردی کلیه بین دوره کنترل با سایر دوره های ایسکمی و خونرسانی مجدد از آزمون one away Anova for repeated measurment و برای تعیین میزان دقیق معنی دار بودن از آزمون LSD استفاده شد. همچنین جهت مقایسه بین گروهی مقادیر پارامترهای مورد مطالعه در دوره های مختلف از آزمون آنالیز واریانس یکطرفه و بدنبال آن آزمون دانکن استفاده گردید.
فصل سوم
الف ) مقایسه یافته های پلاسمایی
جداول 5-1 مقادیر هر متغیر در طی دوره های مختلف آزمایش و تفاوت آنها را با مقدار کنترل در هر گروه و همچنین تفاوت با مقادیر دوره های معادل در گروهSham را نشان می دهند.
1)کرآتینین پلاسما) [Cr]p) بر حسب میلی گرم بر دسی لیتر
یافته های ارائه شده در جدول شماره 1 بیانگر آن است که در گروه Shamمقادیر کرآتینین پلاسما در انتهای دوره های ایسکمی و خون رسانی مجدد با مقدار آن در انتهای دوره کنترل برابر بودند. در گروه I/R، مقدار کرآتینین پلاسما در انتهای دوره کنترل با مقدار آن در گروه Sham تفاوت آماری معنی داری نداشت و در انتهای دوره های ایسکمی و خونرسانی مجدد مقادیر کرآتینین پلاسما نسبت به دوره کنترل (به ترتیب P<0/05وP<0/01 ) و نسبت به دوره های معادل در گروه Sham (به ترتیب0/01 P< و P<0/001) افزایش داشتند. در گروه I/R+Quer مقدار کرآتینین پلاسما در انتهای دوره کنترل با مقدار آن در دوره معادل در گروه Sham اختلاف آماری معنی داری نداشت. اما مقادیر کرآتینین پلاسما در انتهای دوره های ایسکمی و خونرسانی مجدد نسبت به میزان آن در دوره های معادل در گروه Shamافزایش نشان دادند) هر دو P<0/01)، همچنین مقادیر آن در انتهای دوره های ایسکمی و خونرسانی مجدد نسبت به دوره کنترل در این گروه افزایش داشتند (به ترتیب P<0/05 وP<0/01).
2) نیتروژن اوره پلاسما([UN]P) بر حسب میلی گرم بر دسی لیتر
جدول شماره 2 نشان می دهد، مقادیر نیتروژن اوره پلاسما، در گروه Shamدر انتهای دوره های ایسکمی و خونرسانی مجدد نسبت به مقادیر آن در انتهای دوره کنترل افزایش داشتند (به ترتیب P<0/05و P<0/01). در گروه I/R، مقادیر نیتروژن اوره پلاسما، در انتهای دوره های ایسکمی و خونرسانی مجدد نسبت به مقدار آن در انتهای دوره کنترل (P<0/05 و P<0/01) و دوره های معادل در گروه Sham افزایش داشتند (هر دو P<0/01). در گروه دریافت کننده دارو مقادیر نیتروژن اوره پلاسما در انتهای دوره های کنترل، ایسکمی و خونرسانی مجدد با مقدار آن در دوره های معادل در گروه Sham تفاوت چندانی نداشتند، در حالیکه مقدار نیتروژن اوره پلاسما در انتهای دوره خونرسانی مجدد نسبت به مقدار آن در انتهای دوره کنترل در همین گروه افزایش داشت (P<0/01).
جدول1: مقادیر کرآتینین پلاسما در گروه ها و دوره های مختلف
زمان
گروه های آزمایشی انتهای
دوره کنترل انتهای
دوره ایسکمی انتهای دوره
خون رسانی مجدد
Sham 0/64 ± 0/02 0/67 ± 0/02 0/60 ± 0/03
I/R 0/70 ± 0/03 1/04 ± 0/02 1/97 ± 0/26
I/R+ Quer 0/62 ± 0/01 0/95 ± 0/08 1/08 ± 0/08
مقادیر کرآتینین پلاسما به صورت میانگین ± خطای معیار و بر حسب میلی گرم بر دسی لیتر، در انتهای دوره های نیم ساعته کنترل، نیم ساعته ایسکمی و انتهای دوره یک ساعته خون رسانی مجدد بعد از نیم ساعت ایسکمی دو طرفه کلیوی در گروه درمان نشده(گروه I/R) و گروه دریافت کننده دارو ( گروه I/R+ Quer)که کوئرستین را به میزان 30 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن به صورت تزریق داخل صفاقی، دو ساعت قبل از جراحی دریافت می کردند. در گروه Sham شریان های کلیه مسدود نشده اند .
<0/05 P* ، <0/01 P **، <0/001 P***در مقایسه با دوره کنترل همان گروه و <0/05 P†، <0/01 P††، <0/001 P†††در مقایسه با دوره معادل در گروه Sham.
جدول2: مقادیر نیتروژن اوره پلاسما در گروه ها و دوره های مختلف
زمان
گروه های آزمایشی انتهای
دوره کنترل انتهای
دوره ایسکمی انتهای دوره
خون رسانی مجدد
Sham 19/43± 1/11 23/43 ± 1/96* 27/42 ± 2/16
I/R 20/00 ± 1/17 29/00 ± 0/65 36/42 ± 1/52
I/R+ Quer 15/71 ± 0/74
20/43 ± 1/11 25/28 ± 1/22
مقادیر نیتروژن اوره پلاسما به صورت میانگین ± خطای معیار و بر حسب میلی گرم بر دسی لیتر، در انتهای دوره های نیم ساعته کنترل، نیم ساعته ایسکمی و انتهای دوره یک ساعته خون رسانی مجدد بعد از نیم ساعت ایسکمی دو طرفه کلیوی در گروه درمان نشده(گروه I/R) و گروه دریافت کننده دارو ( گروه I/R+ Quer) کوئرستین را به میزان 30 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن به صورت تزریق داخل صفاقی، دو ساعت قبل از جراحی دریافت می کردند. در گروه Sham شریان های کلیه مسدود نشده اند. P<0/05 *،0/01 < P**، <0/001 P *** در مقایسه با دوره کنترل همان گروه و <0/05 P† ، <0/01 P††، <0/001 P†††در مقایسه با دوره معادل در گروه Sham.
3) میانگین غلظت سدیم پلاسما ([Na]p ) بر حسب میکرو مول بر میلی لیتر
جدول شماره 3 مشخص می نماید که در گروه Sham، بین میزان مقادیر میانگین سدیم پلاسما در دوره های این گروه اختلافی وجود نداشت. در گروه I/R، میزان میانگین [Na] p درانتهای دوره ایسکمی نسبت به میزان آن در انتهای دوره کنترل در این گروه افزایش داشت (P<0/05). همچنین میزان میانگین[Na]p در انتهای دوره ایسکمی نسبت به دوره معادل در گروه Sham افزایش داشت (P<0/05). در گروه دریافت کننده دارو میزان میانگین [Na]p در انتهای دوره خونرسانی مجدد نسبت به مقدار آن در انتهای دوره کنترل در این گروه افزایش داشت (5P<0/0). در انتهای دوره خونرسانی مجدد، میزان میانگین[Na]p در گروه های I/R و دریافت کننده دارو نسبت به مقدار آن در دوره معادل در گروه Sham افزایش داشت (هر دو P<0/05).
4) میانگین غلظت پتاسیم پلاسما([K]P) بر حسب میکرو مول بر میلی لیتر
جدول شماره 4 نشان می دهد که در گروه Shamمیزان میانگین [K]Pدر انتهای دوره ایسکمی با مقدار آن در انتهای دوره کنترل اختلافی نداشت، اما در انتهای دوره خونرسانی مجدد نسبت به انتهای دوره کنترل در این گروه کاهش وجود داشت (P<0/01). در گروه I/R میزان میانگین [K]P در انتهای دوره خونرسانی مجدد نسبت به مقدار آن در انتهای دوره کنترل در این گروه افزایش داشت (P<0/05). بعلاوه میزان میانگین [K]P در انتهای دوره های کنترل، ایسکمی و خونرسانی مجدد در این گروه نسبت به دوره های معادل در گروه Shamافزایش داشتند (P<0/05 و P<0/05 و P<0/01 ). در گروه دریافت کننده دارو میزان میانگین [K]P در انتهای دوره خونرسانی مجدد نسبت به مقدار آن در انتهای دوره کنترل در این گروه افزایش داشت (P<0/05). همچنین میزان میانگین [K]Pدر انتهای دوره خونرسانی مجدد در این گروه نسبت به دوره معادل در گروه Sham افزایش داشت (1P<0/0).
جدول3: مقادیر سدیم پلاسما در گروه ها و دوره های مختلف
زمان
گروه های آزمایشی انتهای
دوره کنترل انتهای
دوره ایسکمی انتهای دوره
خون رسانی مجدد
Sham 147/04 ± 1/39 146/49 ± 1/00 147/80 ± 1/32
I/R 146/61 ± 0/6 154/60 ± 1/82 150/15 ± 0/39
I/R+ Quer 147/00 ± 0/53 149/0 ± 0/72 150/57±0/75
مقادیر سدیم پلاسما به صورت میانگین ± خطای معیار و بر حسب میکرو مول برمیلی لیتر، در انتهای دوره های نیم ساعته کنترل، نیم ساعته ایسکمی و انتهای دوره یک ساعته خون رسانی مجدد بعد از نیم ساعت ایسکمی دو طرفه کلیوی در گروه درمان نشده(گروه I/R) و گروه دریافت کننده دارو ( گروه I/R+ Quer) که کوئرستین را به میزان 30 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن به صورت تزریق داخل صفاقی، دو ساعت قبل از جراحی دریافت می کردند. در گروه Sham شریان های کلیه مسدود نشده اند.
P<0/05* ،0/01 < P **، <0/001 P*** در مقایسه با دوره کنترل همان گروه و <0/05 P† ، <0/01 P†† ، <0/001 P††† در مقایسه با دوره معادل در گروه .Sham
جدول4: مقادیر غلظت پتاسیم پلاسما در گروه ها و دوره های مختلف
زمان
گروه های آزمایشی انتهای
دوره کنترل انتهای
دوره ایسکمی انتهای دوره
خون رسانی مجدد
Sham 4/11 ± 0/02 4/05 ± 0/10 3/80 ± 0/04
I/R 4/42 ± 0/06 4/77 ± 0/07 4/79 ± 0/14
I/R+ Quer 3/99 ± 0/09 4/01 ± 0/15 4/20 ± 0/12
مقادیر غلظت پتاسیم پلاسما به صورت میانگین ± خطای معیار و بر حسب میکرو مول بر میلی لیتر، در انتهای دوره های نیم ساعته کنترل، نیم ساعته ایسکمی و انتهای دوره یک ساعته خون رسانی مجدد بعد از نیم ساعت ایسکمی دو طرفه کلیوی در گروه درمان نشده(گروه I/R) و گروه دریافت کننده دارو ( گروه I/R+ Quer)که کوئرستین را به میزان 30 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن به صورت تزریق داخل صفاقی، دو ساعت قبل از جراحی دریافت می کردند. در گروه Sham شریان های کلیه مسدود نشده اند.
<0/05 P*،0/01 < P**، <0/001 P ***در مقایسه با دوره کنترل همان گروه و <0/05 P† ، <0/01 P††، <0/001 P††† در مقایسه با دوره معادل در گروه .Sham
ب) مقایسه میانگین فشار خون شریانی (MAP) بر حسب میلی متر جیوه
1) مقایسه درون گروهی
جدول شماره 5 مقادیر MAP را طی دوره های مختلف آزمایش و تفاوت آن ها با مقادیر دوره کنترل در هر گروه و همچنین تفاوت با مقادیر دوره های معادل گروه Sham را نشان می دهد. در گروه Sham مقدار MAP در طی دوره های ایسکمی و خون رسانی مجدد با دوره کنترل تفاوت قابل ملاحظه ای نداشت. در گروه I/R و گروه دریافت کننده دارو نیز مقادیر MAP طی دوره های ایسکمی و خون رسانی مجدد با دوره کنترل و مقادیر آن در دوره های معادل در گروهSham اختلاف آماری معناداری نداشت.
2) مقایسه بین گروهی
در تمامی مقایسات انجام گرفته برای مقادیر MAP بین گروه های مختلف در طی دوره های معادل تفاوت آماری معناداری ملاحظه نگردید.
جدول5: مقادیر فشار خون شریانی در گروه ها و دوره های مختلف
زمان
گروه های آزمایشی انتهای
دوره کنترل انتهای
دوره ایسکمی انتهای دوره
خون رسانی مجدد
Sham 100/00 ± 3/35 101/57 ± 3/67 98/42 ± 3/45
I/R 102/00 ± 3/17 104/14 ± 3/19 98/71 ± 3/69
I/R+ Quer 97/71 ± 3/02 100/57 ± 3/12 99/85 ± 3/08
مقادیر فشار خون شریانی به صورت میانگین ± خطای معیار و بر حسب میلی متر جیوه، در انتهای دوره های نیم ساعته کنترل، نیم ساعته ایسکمی و انتهای دوره یک ساعته خون رسانی مجدد بعد از نیم ساعت ایسکمی دو طرفه کلیوی در گروه درمان نشده(گروه I/R) و گروه دریافت کننده دارو ( گروه I/R+ Quer) که کوئرستین را به میزان 30 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن به صورت تزریق داخل صفاقی، دو ساعت قبل از جراحی دریافت می کردند. در گروه Sham شریان های کلیه مسدود نشده اند.
<0/05 P*، <0/01 P **، 0/001 P< ***در مقایسه با دوره کنترل همان گروه
ج) بررسی یافته های عملکرد کلیه
نمودارهای 6-1، مقایسات مقادیر هر متغیر طی دوره های مختلف آزمایش با مقدا ر دوره کنترل در هر گروه و همچنین تفاوت بین گروه های مختلف در طی دوره های معادل را نشان می دهد، و در تمامی این نمودارها 0/05 < P به عنوان سطح معنادار بودن اختلافات در نظر گرفته شده است.
1) کلیرانس کرآتینین (Ccr) بر حسب میکرو لیتر بر دقیقه در گرم وزن کلیه
1.1- مقایسه درون گروهی
جدول 6 نشان می دهد، که در گروه Sham مقادیر کلیرانس کرآتینین در انتهای دوره های ایسکمی و خون رسانی مجدد با مقدار آن در انتهای دوره کنترل تفاوت آماری نداشتند. در گروه I/R ، میزان (Ccr ) در انتهای دوره خونرسانی مجدد نسبت به انتهای دوره کنترل شدیداً کاهش داشت (P<0/001). در گروه دریافت کننده دارو، مقادیر(Ccr )، در دوره خونرسانی مجدد با دوره کنترل تفاوت آماری معناداری نداشت.
1.2- مقایسه بین گروهی
نمودار 1 نشان می دهد که میزان (Ccr) ، در گروه I/R طی انتهای دوره کنترل نسبت به دوره معادل در گروه Sham تفاوت معناداری وجود نداشت. در انتهای دوره خون رسانی مجدد مقدار(Ccr ) در گروه I/R کمتر از گروه Sham (P<0/001) بود و در گروه دریافت کننده دارو از گروه I/R بالاتر (P<0/001) و از گروه Sham پایین تر بود (P<0/01).
جدول6: مقادیر کلیرانس کرآتینین در گروه ها و دوره های مختلف
زمان
گروه های آزمایشی انتهای
دوره کنترل انتهای
دوره ایسکمی انتهای دوره
خون رسانی مجدد
Sham 404/95 ± 27/19 434/42 ± 21/78 467/00 ± 31/31
I/R 411/34 ± 51/89 0 64/22 ± 15/86
I/R+ Quer 297/57 ± 29/97 0 300/64 ± 50/64
مقادیر کلیرانس کرآتینین به صورت میانگین ± خطای معیار و بر حسب میکرولیتر بر دقیقه در گرم وزن کلیه، در انتهای دوره های نیم ساعته کنترل، نیم ساعته ایسکمی و انتهای دوره یک ساعته خون رسانی مجدد بعد از نیم ساعت ایسکمی دو طرفه کلیوی در گروه درمان نشده(گروه I/R) و گروه دریافت کننده دارو ( گروه I/R+ Quer) کهکوئرستین را به میزان 30 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن به صورت تزریق داخل صفاقی، دو ساعت قبل از جراحی دریافت می کردند. در گروه Sham شریان های کلیه مسدود نشده اند.
<0/05 P *، <0/01 P **، <0/001 P ***در مقایسه با دوره کنترل همان گروه .
نمودار1) مقایسه ی مقادیر کلیرانس کراتینین بر حسب میکرولیتر بر دقیقه در گرم وزن کلیه، در دوره های نیم ساعته کنترل و یک ساعته خون رسانی مجدد بعد از نیم ساعت ایسکمی دو طرفه کلیه در گروه I/R با مقادیر آن ها در گروه Sham و گروه I/R+Quer و با یکدیگر.
مقادیر عبارتند از میانگین ± خطای معیار0/05. < P* ،0/01 < P **، 0/001 P<***، در مقایسه با دوره معادل در گروه Sham، <0/05 P† ،0/01 < P†† ،0/001 < P††† در مقایسه با دوره معادل در گروه I/R.2) دفع نسبی سدیم (FENa) بر حسب درصد
1.2- مقایسه درون گروهی
جدول 7 نشان می دهد، در گروه Sham، میزان دفع نسبی سدیم در تمام دوره ها با انتهای دوره کنترل از لحاظ آماری برابر بودند. در گروه I/R، میزان دفع نسبی سدیم درانتهای دوره خون رسانی مجدد نسبت به مقدار آن در انتهای دوره کنترل شدیداً افزایش یافت (P<0/001). میزان دفع نسبی سدیم در گروه دریافت کننده دارو، در انتهای دوره خون رسانی مجدد نسبت به مقدار آن در انتهای دوره کنترل افزایش یافت (P<0/05).
2.2- مقایسه بین گروهی
نمودار 2 نشان می دهد که طی دوره کنترل مقدار دفع نسبی سدیم در گروه I/R، نسبت به گروه Sham تفاوت آماری معناداری نداشت. اما در گروه دریافت کننده دارو، مقادیر آن نسبت به گروه Sham بالاتر بود (P<0/05). در گروه I/R، طی دوره خون رسانی مجدد، مقادیر دفع نسبی سدیم نسبت به مقدار آن در دوره معادل در گروه Sham افزایش داشت (P<0/001). مقدار دفع نسبی سدیم طی دوره خونرسانی مجدد در گروه دریافت کننده دارو از گروه I/R کمتر شد (P<0/001)، در حالیکه با گروه Sham تفاوت معناداری نداشت.

جدول7: مقادیر دفع نسبی سدیم در گروه ها و دوره های مختلف
زمان
گروه های آزمایشی انتهای
دوره کنترل انتهای
دوره ایسکمی انتهای دوره
خون رسانی مجدد
Sham 0/76 ±0/13 0/86 ±0/17 1/19 ±0/36
I/R 0/76±0/15 0 17/30±3/64
I/R+ Quer 1/33±0/08 0 3/75±0/60
مقادیر دفع نسبی سدیم به صورت میانگین ± خطای معیار و بر حسب درصد، در انتهای دوره های نیم ساعته کنترل، نیم ساعته ایسکمی و انتهای دوره یک ساعته خون رسانی مجدد بعد از نیم ساعت ایسکمی دو طرفه کلیوی در گروه درمان نشده(گروه I/R) و گروه دریافت کننده دارو ( گروه I/R+ Quer) که کوئرستین را به میزان 30 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن به صورت تزریق داخل صفاقی، دو ساعت قبل از جراحی دریافت می کردند. در گروه Sham شریان های کلیه مسدود نشده اند.
<0/05 P*، 0/01 P<** ، <0/001 P***در مقایسه با دوره کنترل همان گروه
.
نمودار2) مقایسه ی مقادیر دفع نسبی سدیم بر حسب درصد، در دوره های نیم ساعته کنترل و یک ساعته خون رسانی مجدد بعد از نیم ساعت ایسکمی دو طرفه کلیه در گروه I/R با مقادیر آن ها در گروه Sham و گروه I/R + Quer و با یکدیگر.
مقادیر عبارتند از میانگین ± خطای معیار< 0/05 P*،0/01 < P **، 0/001 P<***، در مقایسه با دوره معادل در گروه Sham، <0/05 P†، 0/01 < P††،0/001 < P†††در مقایسه با دوره معادل در گروه I/R.
3) دفع مطلق سدیم (UNaVO) بر حسب میکرو مول بر دقیقه در گرم وزن کلیه
1.3- مقایسه درون گروهی
جدول 8 نشان می دهد که در گروه Sham، میزان دفع مطلق سدیم در تمام دوره ها با دوره کنترل از لحاظ آماری برابر بودند. در گروه I/R و گروه دریافت کننده دارو، مقادیر دفع مطلق سدیم، در انتهای دوره خون رسانی مجدد نسبت به مقدار آن در انتهای دوره کنترل دارای افزایش بودند(P<0/01).
2.3- مقایسه بین گروهی
نمودار 3 نشان می دهد که مقادیر دفع مطلق سدیم در انتهای دوره کنترل در هر 3 گروه تفاوت قابل ملاحظه ای با هم نداشتند. درانتهای دوره خون رسانی مجدد، مقادیر دفع مطلق سدیم در گروه I/R و گروه دریافت کننده دارو نسبت به مقادیر آن در گروه Sham بالاتر بودند (P<0/01)، در حالیکه نسبت به یکدیگر تفاوتی نداشتند.
جدول8: مقادیر دفع مطلق سدیم در گروه ها و دوره های مختلف

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *