مقاله user81

-در دوره صفوی بار عام تفاوت های شکلی و ماهوی پیدا کرد و فرهنگ غالب مذهبی در این تفاوت ها موثر بوده است.
بنابراین به ویژه تلاش شده است تا در این رساله با بررسی موردی هر یک از دولت های مهم و تأثیرگذار در تاریخ ایران به نوعی با نگاه مقایسه ای به این مهم پرداخته شود تا از این طریق جایگاه نظام باردهی شاهانه در دوره هر یک از این خاندان های حکومتگر مشخص گردد و میزان غلبه آداب و سنن و امور مذهبی و تسری آنان در نظام بار شاهانه به دیده آید؛ که مسلما این امور در نحوه و شکل اجرای این تشریفات بی اثر نبوده است.
به همین منظور این مقاله در پنج فصل مجزا تنظیم گردیده است. در فصل اول آن به مقدمات بار و نظام باردهی شاهانه در دوران پیش از اسلام با غلبه بر نظام سلطنتی ساسانیان پرداخته شده است. دورانی که مسلماً در تاریخ پیش از اسلام در ایران دارای اهمیت بوده و این سلسله نیز به مانند صفویان پشتوانه ای دینی برای خود قائل بودند و اینکه شاهان صفوی به مانند شاهان این دوره برای خود شخصیتی فرا طبیعی قائل بودند که این امر حائز اهمیت است. چرا که « فرّه ایزدی » نکته قابل تمایز و قلّه توجه در این امر محسوب می شود.(کریستنسن،68:1384) این دوره با گستردگی قدرت و بسط تشریفات مهم درباری که بیشتر به سوی امور تفننی که ناشی از توسعه سطح رفاه در حکومت بود؛ مواجه بود. که می توانست آن را بعنوان ملاکی و معیاری برای سایر دولت های بعد از آن بنماید تا از آن تأسی جویند. به همین خاطر به جزئیات بار تا حد توان پرداخته شد تا شِمای کلی از این دوره بدست آید.
در فصل دوم سعی شده تا نظام و تشریفاتی که در دوره پس از اسلام و آن هم در دوره خلفای اسلامی اجرا می شده مورد توجه واقع گردد. این دوره به دلیل حضور یک حکومت اسلامی اما با کارگزارانی ایرانی می تواند در شناخت جامعه دوره خود و تفاوت های ایجاد شده در این بین موثر باشد. دوره ای که درواقع دوران استحاله سیاسی محسوب می شد؛ دوره ای که با ایدئولوژی جدید و همگام با نگاهی به دوران قبل خود ایجاد شد که برای دوام و بقای خود نیاز به استفاده از میراث پیشینیان خود داشت.
در فصل سوم نگاه متمرکز تر می شود و حکومت های پس از اسلام که در ایران و حدود و ثغور آن به قدرت رسیدند مورد بررسی قرار می گیرد. از آنجا که دراکثر تواریخ این دوران سایه خلیفه اسلامی بر حکومت ها افکنده شده بود بنابراین نیاز بود تا آنان برای تمایز خود از سنن جاری در دربار خلفا با دربار خود تحرکاتی و ظرایفی انجام دهند که نشانه ای از توجه به پشتوانه ملی گرایانه آنان باشد. این امر را می توان به خوبی در مورد زیاریان که علاقه به ایران پیش از اسلام داشتند مشاهده نمود. (فرای،184:1385) این بخش از آن جهت اهمیت دارد که چند نوع حکومت با خاستگاه های مختلف بوجود آمده بود . دوره اول حکومت ها بیشتر پشتوانه ایرانی و خاستگاه ایرانی دارند و یا خود را این گونه معرفی می کنند مانند طاهریان، صفاریان، زیاریان، آل بویه . در دوره دوم حکومت هایی با پشتوانه قومیت ترکی و غیر ایرانی مانند غزنویان و سلجوقیان روی کار آمدند. (باسورث،38:1385) در مرحله سوم حکومت هایی با خاستگاه قبیله ای و غیر ایرانی مانند مغولان و ایلخانان قدرت گرفتند. مطمئناً با دقت در هر یک از این دوره ها چگونگی نگاه غالب بر هر دوره را می توان از طریق تشریفاتی که در دربارهایشان اجرا می شده است را به خوبی شناخت.
فصل چهارم در واقع قسمت اصلی این مقاله است ،که در آن به مفاهیم کلی نظام بار در دوره صفویه و تفکر غالب بر آن اشاره می شود؛ که مطمئناً نوع نگاه مردم و جامعه به حکومت در این مورد نقش اساسی ایفا می نماید. سپس با این مقدمه و پیش فرض به سراغ نحوه اجرای بار شاهانه در دوره صفویه رفته و درباره محل هایی که بار صورت می گرفته و همچنین بارهای مخصوص تاج گذاری پادشاهان و از همه مهمتر ذکر مناصبی که با این تشریفات گره خورده است، بیان می گردد. که می توان در پایان این فصل به قدرت رو به تزاید صفویان و شوکت آنان پی برد و اینکه اغلب مناصب با عنوان هایی ترکی استعمال می شده است . در پایان این فصل تفکر حاکم بر دربار صفوی و میزان و حدود و ثغور قدرت پادشاه و همچنین توسعه یافتگی تشریفات بار و پیوستگی وظرافت اجرای بارها به خوبی نشان داده شده است.
در فصل پنجم نگاهی جزئی تر به این تشریفات افکنده شده و تشریفات بار به صورت اصلی آن که به دو قسم «بار عام» و بار خاص» می باشد ، بررسی شده است. گرچه در فصول قبل تلویحاً به این دو مورد اشاره شده است اما در اینجا بدلیل رشد و توسعه یافتگی دولت در زمینه روابط خارجی سعی شده تا بار خاص شاهان با به حضور پذیرفتن سفرا و نحوه و کمیّت و کیفیّت آن و بار عام که درواقع بهترین شیوه نشان دادن آن در مورد تظلم خواهی مردم از پادشاه و به حضور رسیدن به نزد او بود؛ را به مخاطب نشان دهد. در پایان این فصل سعی شده تا به خوبی برای مخاطب مشخص شود که تا چه میزان حکومت در امر سیاست خارجی و رابطه با سایر دول تلاش داشته است و اینکه سفرا بعنوان گروهی خاص تا چه میزان مورد توجه بودند و اگر شخصی به حضور می رسید بعنوان یک بارخواه، چه قواعدی را بایستی رعایت کند. و از طرفی هم میزان توجه پادشاهان صفوی به مردم تحت امرشان و نحوه و چگونگی بارعام دادن آنان و تظلم خواهی رعیت و درواقع رعیت نوازی شاهان در این بین مشخص گردد.
نکته بعدی که نیاز به توضیح دارد این است که با بررسی منابع دوره صفوی از نظر محتوایی می توان پی برد در این آثار به جزئیات ریز که در دربار شاهان صفوی از سوی آن ها به اجرا در می آمد توجه وافری می شد که در سفرنامه های سفیران و جهان گردان اروپایی نیز منعکس می گردید. و به همین خاطر آن ها را از مآخذ مهم تاریخ این دوره قرار داده است. آنچه که می توان گفت این است که با مقایسه مندرجات کتب تاریخی و دو رساله تذکره الملوک و دستور الملوک و سفرنامه های اروپاییان با یکدیگرنشان می دهند که تشکیلات اداری و درباری در طول حکومت صفویه کمابیش یکسان مانده اند؛ « هرگاه که لشکر قزلباش آنچه باشند از آن دغدغه است، شاه سلیمان بارگاه به سنت سنیه جد علیین مکان فردوس آشیان عمل نموده».(قاضی احمد قمی،1363،902:2) تشکیلاتی که نه مربوط به زمان خود بوده اند بلکه محصولی از گذر زمان و سایه ای از گَرد قدمتی به درازای تاریخ ایران بر آنها مستولی بوده است. و صفویان تنها میراث دار این سنت ها و روش ها در دوره خود شدند و آنان را بکار بستند.
در این رساله هدف همانا شناساندن و تشریح یکی از نمودهای فرهنگی و اجتماعی و به نوعی اقتصادی و سیاسی نظام جبراً حاکم بر دربار در طول تاریخ ایران است و مخاطب با مطالعه آن شِمای کلی از این تشریفات به دست خواهد آورد و می تواند تمایزات و تشابهات موجود در فرهنگ های مختلف با قدرت های تسلط گوناگون را پیدا کند. به همین منظور سعی شد تحقیق را بر پایه تحقیقی نظری با تکیه بر روش تحقیق تاریخی متکی بر منابع کتابخانه ای به ثمر رسد و مطالب گردآوری شده از منابع و مقاله ها و نشریه های تاریخی با یکدیگر تلفیق نموده تا عصاره ای از این بُعد خاص تاریخی در نظام سیاسی و فرهنگی دربار در طول ازمنه های مختلف تاریخ ایران مشخص گردد.
معرفی منابع:
منابع دست اول:
1_شاهنامه: اثر ابوالقاسم فردوسی که اثری حماسی و ارزشمند می باشد. برای آشنایی بیشتر و شناخت روشن تر تاریخ اجتماعی و فرهنگ درخشان و دیرین ایران و آشنایی بیشتر با جنبه های مختلف تمدن و فرهنگ ایرانی یکی از راه های جستجو و بررسی، مطالعه متن های دیرینه چه منظوم و چه منثور زبان فارسی است؛ زیرا در هر یک از این متن ها نکته ای مفید و تازه از آداب و رسوم و روش و منش ایرانی و بنیادهای اخلاقی و انسانی و آیین کشورداری می توان بدست آورد. در میان کتاب های منظوم و منثور فارسی کتاب حماسی شاهنامه فردوسی که خود تاریخ و سند ملیت ایرانی است بیش از دیگر کتاب ها از آیین ای پرشکوه و آداب و رسوم اصیل و پیشرفته ایرانیان و ویژگی های قومی و خوی و خصال انسانی و آداب و سنن ملی یاد کرده و چون آن آداب و رسوم نمایشگر تمدن اصیل و خوی انسانی و انسان دوستی و دلبستگی عمیق مردم به آیین شاهنشاهی است لذا اشعار و محتوای برخی از قسمت های آن برای ترسیم آیین درباری مورد استفاده قرار گرفت. بنحوی که قطعاتی در شاهنامه، زندگی درباری را در دوران های مختلف وصف می کند خواه جشن ها باشد و خواه بار عام و بار های خاص و یا پذیرایی ها ، اورنگ و تخت پادشاهی و سایر تشریفات مخصوص درباری که در دوران پیش از اسلام در دربارهای پادشاهان آن دوره مرسوم بوده است.
2_عالم آرای عباسی: اثر اسکندر بیگ منشی ترکمان است. وی در سال 698ه.ق در خانواده ای از طایفه ترکمانان چشم به جهان گشود و در سال 1043ه.ق در هفتادو پنج سالگی ، در حالی که کار نگارش ذیل عالم آرای ناتمام مانده بود چشم از جهان فرو بست. وی یکی از هدف های تاریخ نگاری را تقرب جویی می داند صرف نظر از این انگیزه قوی اقتصادی و اجتماعی ، اطلاع رسانی، نیز از هدف های متنوع و متعدد مولف در پدید آوردن اثر به شمار می آید. در موارد دیگر اسکندر بیگ منشی ترکمان هدف از نگارش تاریخ خود را « پند آموزی» و « ارشاد خلایق» و« عبرت بخشی» دانسته است.اسکندر بیگ عالم آرای عباسی را به سه جلد با یک مقدمه تقسیم نموده است:
جلد اول از سلسله نسب خاندان صفوی و شرح پادشاهی سلاطین پیش از شاه عباس تا آغاز سلطنت شاه عباس.
جلد دوم شامل وقایع سی ساله (نخستین پادشاهی شاه عباس و مطابق با سال تألیف 1025ه.ق)
جلد سوم که با مرگ شاه عباس خاتمه می یابد از سال 1026 ه.ق به بعد به ترتیب پیش رفتن سال ها و روی دادن حوادث نوشته شده است.
از آنجا که نویسنده این اثر خود در بطن حوادث و دربار صفویان حضور داشته است و در توضیح و بیان حوادث به جزئیات آن دقت وافر داشته و امانت داری اثر بنا به گفته خودش را رعایت کرده؛ پس می توانست برای دوره صفویه و نحوه به بار آمدن پناهندگان سایر دولت ها به دربار صفویه مورد استفاده قرار بگیرد که جزئیات این سفارت ها و به حضور رسیدن به نزد پادشاه صفوی را به خوبی شرح داده است. خصوصا زمانی که بایزید عثمانی در زمان شاه طهماسب به حضور رسید و این اثر به خوبی تشریفات و اقدامات اجرا شده از سوی دربار صفویه را نسبت به این میهمان خود بخوبی شرح داده است که با کمک آن می توان شمای کلی از رسوم و آداب بارخواهی و باردهی و نحوه استقبال را بخوبی دریافت.
3_احسن التواریخ: نویسنده این اثر خود را« حسن روملو» و گاهی « حسن نبیره امیر سلطان روملو » معرفی می کند. که همزمان با دوره شاه طهماسب اول و شاه اسماعیل دوم اثر خود را تألیف و به اتمام رسانده است.حسن روملو ، مورخ قورچی ، نه تنها شاهد جنگ ها و وقایع بوده بلکه خود به مناسبت سمت نظامی خویش، در جنگ های مکرر و متعدد دوران شاه طهماسب با شورشیان داخلی من جمله گرجی ها و کردها شرکت داشته است.هنگامی که در سال 953 ه.ق شاه طهماسب به گرجستان حمله برد، وی که همواره حاضر رکاب بوده در این محاربه شرکت مستقیم داشته است. حسن روملو کتاب خود را به شاه اسماعیل دوم هدیه نموده است. بنابراین مولف این اثر از آنجا که به طور مستقیم شاهد و ناظر وقایع داخلی حکومت صفوی بوده است می توان در لابه لای اثر وی لایه های زندگی و تشریفات درباری حاکم بر دربار صفویه را پی برد.
4_خلاصه التواریخ: اثر قاضی احمد قمی مورخ قرن دهم هجری، کتابی است در تاریخ صفویان از روزگار شیخ صفی الدین اردبیلی(نمیه اول قرن هشتم) تا اوایل قرن پانزدهم نخستین سالهای حکومت شاه عباس اول. این کتاب درواقع مجلد پنجم از اثر بزرگی است در تاریخ عمومی و ایران که مولف آن را به تاریخ صفویه اختصاص داده است.مولف در مقدمه اثر خود را «قاضی احمدبن شرف الدین الحسین الحسینی القمی الشهیر به میر منشی» معرفی می کند. بعد از مرگ شاه طهماسب ، قاضی احمد از طرف شاه اسماعیل دوم مأمور شد تاریخ صفویه را از شاه اسماعیل اول تا شاه اسماعیل دوم بنویسد ولی با مرگ شاه و نبودن مشوقی دیگر و مشکلاتی که برای نویسنده پیش آمد این کار به تعویق افتاد و سرانجام به همت خود قاضی محمد این کار را دنبال کرد. موضوع این اثر فاصله بین سالهای قرن هشتم تا آغاز قرن یازدهم هجری را در بر می گیرد و وقایع و تحولات دوران زندگی مشایخ و پادشاهان صفوی را از شیخ صفی الدین اردبیلی تا شاه عباس را شامل می گردد بنابراین منبعی مناسب برای بررسی سیر تحولات درباری صفویه در این مقطع زمانی به شمار می رود.
5_تاج: این اثر تألیف ابو عثمان عمربن بحر جاحظ می باشد. در واقع این اثر قسمتی مهمی از قوانین و نظاماتی که در عصر خلفای عباسی شایع و معمول بوده است را به خود اختصاص داده است. جاحظ با تألیف این کتاب آیینه ای ساخته است که دربار خلفا و بار عام ایشان سراسر در آن منعکس کرده است. پذیرایی ها، میهمانی ها، حضور یافتن مشایخ و بزرگان و آداب و رسومی را که خلفا در اثر پیدایش اسلام از آداب ایرانیان و روش سیاسی ایشان اقتباس کرده بودند و هر گونه نظم و آیینی که سیاه جامگان بنی عباس به هنگام خلافت و جلوس بر سریر سلطنت از آداب و سنن پارسی اتخاذ نمودند؛ را کمابیش در اثر خود بیان داشته است؛ که برای بررسی فصل دوم رساله از اهمیت خاصی برخوردار است.
6_رسوم دارالخلافه: اثری از ابوالحسن هلال بن محسن صابی ؛ در واقع گزارشی است از چگونگی دستگاه خلافت عباسی در بغداد که برای شناخت اوضاع اجتماعی و تاریخ در آن عصر سرشار از نکات مهم است. این تألیف گزارش بسیاری از رسم ها و آیین های ایرانی است که به عنوان رسوم دستگاه خلافت عباسی در بغداد اجرا می شد. مولف این اثر در سال 359ه.ق در بغدا چشم به جهان گشود و در همان شهر هم نشأت یافت و در 448ه.ق در سن هشتاد و نه سالگی در گذشت. او در بغداد متصدی دیوان انشاء بود و در این دیوان خدمت می کرد. در این مدت در کار خود سرآمد شدو هنگامی که در دارالخلافه عباسی بود توانست از تمام شئون و رسوم آنجا آگاهی حاصل کند و از رازهایی که در نهفت دیوارها و نهان گاه های آنجا بود آگاه شود و از ساختمان ها و مجالس ، پذیرایی ها، بار های خلفا و صاحبان قدرت و خانه ها و راه های و.... اطلاع حاصل کند پس با این اشاره اثر وی می توانست منبع مفیدی برای شناخت آیین درباری در دوره حکومت خلفا خصوصا خلفای عباسی قرار بگیرد.
7_ تاریخ بیهقی: نوشته ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی ، در سال 385 ه.ق در ده حارث آباد بیهق متولد شد اوایل عمر را در نیشابور به تحصیل علم اشتغال داشته سپس به سمت دبیری وارد دیوان رسالت محمود غزنوی شده و شاگرد بونصر مشکان رئیس دیوان شد. وی در دستگاه غزنویان نشأت گرفته بود و از نزدیک بسیاری از حوادث حاکم بر نظام حکومتی و دربار آنان را مشاهده کرده بود. و در این بین از بیان امور جزئی نیز غافل نشده بود که با بررسی آن می توان به لایه های پنهان و مورد اجرا در دربار دوره غزنویان خصوصا سلطنت مسعود غزنوی پی برد. هنر بیهقی اوج بلاغت طبیعی فارسی و بهترین نمونه هنر انشایی پیشینیان است که زیبایی را در سادگی می جسته و از تماس با طبیعت زبانی مانند طبیعت گرم و زنده و ساده و با شکوه بهره داشته است. اثر وی خارج از ارزش ادبی آن ، شاهکار تاریخ نویسی به زبان فارسی است. با بررسی جزء به جزء این اثر به راحتی با لایه های اجتماعی حاکم بر تاریخ ایران می توان آشنایی پیدا کرد و همراه آن به حوادث سیاسی حاکم نیز خدشه ای وارد نشود. به همین منظور در فصل سوم این رساله بیشترین استفاده ها از این اثر شد.
8_تذکره الملوک:این اثر متعلق به ولادیمیر مینورسکی می باشد؛ که تشکیلات اداری و طبقات و مشاغل و مناصب دوران صفوی را شرح می دهد. حاوی اطلاعاتی درباره حکام و صاحب منصبان این دوره می باشد. از مولف واقعی اثر خبری نیست همین قدر است که افغان ها که به تشکیلات منظم و مرتب صفویان دست یافته اند نیازمند راهنمایی و ناگزیر از بدست آوردن اطلاعات و معلوماتی بوده اند؛ این کتاب بر اثر این نیاز بدست کسی که خود از مبانی آداب و رسوم دربار صفوی و تشکیلات اداری آن عهد اطلاع کامل و جامعی داشته مدون گشته است.که با مطالعه این اثر دورنمای نسبتاً جامعی از مسائل اجتماعی عصر صفویه و اشاعه فرهنگ و آداب و رسوم ایران بدست می آید. این اثر در پنج باب یا فصل گردآوری شده است.باب اول آن درباره بیان شغل ملاباشی و اهالی شرع دارالسلطنه اصفهان می باشد.باب دوم آن در بیان مناصب هر یک از امرای عظام که لفظ عالیجاه مختص به آنها بوده است. باب سوم اثر در بیان منصب هر یک از مقربان که لفظ مقرب الخاقان و مفرب الحضرت مختص به آنها بود را شامل می شود. باب چهارم در بیان شغل وزیر بیوتات و مستوفی ارباب التحاویل و مشرف بیوتات می باشد. باب پنجم آن نیز به ذکر شغل مختص هر یک از اعمال دارالسلطنه اصفهان می باشد. با این توضیح این اثر به همراه کتاب دسمل ( دستورالملوک) نوشته محمد رفیع انصاری مستوفی الممالک( این رساله در زمان اشرف افغان مأخذ اصلی رساله تذکره الملوک قرار گرفته بود.) که آن نیز مختص به بیان مناصب خاص درباری در درون نظام تشریفاتی صفویان است، برای شناخت هر چه بهتر با اوضاع اجتماعی و اداری و نحوه انجام امور و تشریفات درباری در دوره صفویه مفید است بنابراین از این دو اثر بخوبی و وفور در جای جای این رساله در بخش صفویه استفاده شده است.
منابع مقالهی:
9_ایران در زمان ساسانیان: اثر آرتور کریستنسن خاور شناس دانمارکی می باشد. اثر وی در دو بخش مجزا که این دو بخش مربوط به تاریخ ایران قبل از ساسانیان است می باشد و بخش ساسانیان اثر وی در ده فصل تنظیم شده است.در فصل دوم اثر خود ؛ وی از تشکیلات دولت شاهنشاهی ساسانی یاد می کند و به بیان این تشکیلات می پردازد. اما برای نگاه به مراسم و تشریفات درباری خصوصا تشریفات باردهی شاهانه در این دوره، فصل هشتم آن که در واقع درباره خسرو انوشیروان است برای بیان این تشریفات مناسب است. چرا که در حین گفتگو از خسرو انوشیروان، به توصیف پایتخت و قصور سلطنتی ، تأسیسات کشوری، مراسم بار شاهنشاه، تشریفات دربار و امتیازات و القاب درباری پرداخته است که برای فصل اول این رساله و توجه به دوره قبل از اسلام و خصوصا زمان ساسانیان ارزشمند می باشد.
سفرنامه ها: خدمتی که سفرنامه ها به روشن شدن تاریخ کشورها می کنند موضوعی نیست که نیازمند اثبات و استدلال باشد. مخصوصا در مورد کشور ایران که از دیرباز که بیشتر تاریخ نویسان و نویسندگان و شاعران مجیز مخدوم خود را می نمودند. از وقتی که پای جهانگردان بیگانه بخصوص اروپائیان به ایران باز شد بسیاری از حقایق از نحوه زندگی اجتماعی و آیین های حکومتی قدرت های حاکمه ایران مشخص گردید.نمی توان گفت که راه ایران به طور دقیق از چه زمانی به روی مسافران و جهان گردان اروپایی گشوده شده ، اما می توان باور داشت که شوق سفر کردن به ایران نخست در دل و اندیشه سوداگران پدید آمده ، و رفت و آمد این گروه بیشتر از زمانی رواج یافته که ایلخانان بر ایران حکومت می کرده اند. چرا که خانان ایلخانی به مناسبت عدم تعصبات مذهبی و سخت گیری و در مرحله بعد تمایل به مسیحیت با اروپائیان رفتار خوش و مهرآمیز داشتند از این رو سوداگران اروپائی همواره به ایران می آمدند.
10_سفرنامه پلان کارپن یا به نوعی کتاب تاریخ مغول و یا سفرنامه نخستین سفر واتیکان به دربار مغول: نوشته ژان دو پلان کارپن که وی در سال 1245م توسط پاپ اینوسان چهارم پیروی تصمیمات مجمع مشاوره دینی لیون او را به سفارت به دربار مغولستان برگزیدند. او به همراه برادر و بنوا لهستانی که بعنوان راهنما و مترجم همراه او بود در فوریه 1246م به اردوی باتو که در کنار رود ولگا بود حرکت نمودند و در آوریل همان سال به آنجا رسیدند باتو آنها را به قره قروم فرستاد و آنها توانستند در تاجگذاری خان بزرگ گیوک شرکت کنند و حضور داشته باشند. و پس از انجام وظیفه خود هر دو به سوی اردوی باتو خان حرکت نمودند. و به اردوی وی وارد شدند. پس از آن به کشور متبوع خود بازگشتند. گویا هدف رسمی آنها از سفارت این بود که پادشاهان مغول را به دین عیسوی دعوت نموده و با آنها پیمان صلح ببندند. اما در اصل می بایست اطلاعات زیادی در مورد نیروی نظامی مغول بدست آورده و از برنامه جنگی و یورش بر اروپای عیسوی نشین آگاهی کسب می کردند. این اثر به دلیل اینکه نویسنده آن همراه شرحی که از کشور بیان می کند؛ از مردم و آداب و رسوم آنها نیز صحبت به میان می آورد؛ و اهمیت آن این است که وی آیین های اجتماعی و دینی مغولان را بخوبی مشاهده کرده و بدون نتیجه گیریهایی از اصول عقاید آنها و بدور از داوری از روش ها و ارزش های اجتماعی آنها به تشریح تشریفات و آیین ها پرداخته و به همین سبب برای بررسی دوره مغول و شناخت نظام اجتماعی و درباری آن دوره اهمیت خاصی را به خود اختصاص داده است.
11_سفرنامه کلاویخو: قبل از دوره صفویه از جهانگردان فرنگی که سفرنامه ای به یادگار گذاشته باشند جز مارکوپولو و کلاویخو و چند بازرگان ونیزی کسی رابخوبی نمی شناسیم. کلاویخو از شمال غربی ایران تا اقصای شمال شرقی را پیموده است . از آنجا که نظری دقیق و تیزبین داشته است بسیاری از امور را چه از لحاظ اجتماعی و چه از نظر اداری و سیاسی در کتاب خود منعکس کرده است. این امر را می توان به خوبی از نحوه به حضور رسیدن به دربار تیموری و ترسیم مراسم اجرا شده در نظام بار دهی آن عصر سراغ گرفت و در واقع برای شناخت آیین های درباری دوره تیموری آن هم از نگاه یک بیگانه که خارج از زبان مجیزگویی به آن نگریسته مفید فایده می باشد.
12_سفرنامه کمپفر: انگلبرت کمپفر kampfer Engeldert یکی از سیاحانی است که در نیمه دوم حیات حکومت صفوی به ایران سفر کرده است و ماحصل او از این سفر در یادداشت هایش گردآمده که در ایران تحت عنوان سفرنامه کمپفر به چاپ رسیده است. به عقیده والتر هینتس کتاب کمپفر ، سیاح و محقق آلمانی از آن دسته آثاری است که درباب شناخت دولت صفوی دارای اهمیت اساسی و درجه اول می باشد و توصیفی مفصل ، جاندار و قابل اطمینان از دربار شاه ایران در اصفهان در طول نیمه دوم قرن هفده میلادی بدست می دهد. سفرنامه کمپفر تنها ترجمه دفتر اول کتاب نوادر دلپسند است که به عقیده هینتس از نظر محتوا بر مطالب مفید و فشردگی از سایر قسمت ها مهمتر است. کمپفر در این کتاب بخوبی و روشنی به تشریح دربار صفوی در زمان شاه سلیمان پرداخته و به وضوح روند اضمحلال و انحطاط آن را بررسی کرده و علائم آن را نشان داده است.کتاب از شانزده فصل تشکیل شده است. کمپفر قصد خود را از نوشتن این کتاب چنین بیان می دارد : «قصد من این است که به وصف دربار ایران در نیمه دوم قرن هفدهم بپردازم و در عصر ما این درباری است که از دیرباز شهرتی بسزا داشته است، چه هنگامی که در عهد باستانی ، ایران جهانی را زیر سلطه داشت و چه در روزگاری که زیر یوغ اعراب، سلجوقیان و تاتارها گردن خم کرده بود. با وجود این ایران امروز یعنی در دوره فرمانروایی صفویه نیز به همان درجه اهمیت دارد و به همان مقدار شکوفا و آشتی خواه است که در گذشته بود». منابع و اطلاعات کمپفر در تهیه کتاب منابع ایرانی من جمله گفته های مهماندار سفارت بوده و از کتاب و نوشته های سفرا و سیاحان دیگر نیز استفاده کرده است. کمپفر در این کتاب بخوبی و روشنی به تشریح دربار صفوی در زمان شاه سلیمان پرداخته است. در بخش چهارم از تاجگذاری ولیعهد و عواقب تغییر سلطنت بحث می کند.وی سپس به بررسی مجالسی می پردازد که برای اداره کشور تشکیل می شده است. بیشتر ایام و ساعات این مجالس نیز به خوشگذرانی و نمایش و تشریفات می گذشته است. بخش سوم کتاب از فصل دوم به بررسی تشریفات تاجگذاری شاه جدید می پردازد.با این توضیحات مشخص می شود که برای بررسی تشریفات مهم درباری در دوره صفویه منبع مناسبی می باشد.
13_سفرنامه شاردن: ژان شاردن در1643م. در پاریس به دنیا آمد و احتمالا در 1713م. در نزدیکی لندن درگذشت . آنچه بیش از همه شاردن را مشغول ساخته توصیف او از وضع جامعه ایرانی در نیمه دوم سده هفدهم میلادی است که حاصل سفرهای متعدد به ایران عصر صفوی است. منابع اطلاعات شاردن درباره ایران قدیم ، آثار یونانیان و رومیان مانند آریان کنت کورت ، هرودوت ، استرابون و دیگران بود. وی بسیاری از اطلاعات آنها را در متن سفرنامه خویش گنجانده است. از سوی دیگر روشن است که او از گزارش های سفرنامه نویسان اروپایی پیش از خود مانند آنتونیو دوگووا، پدرو تی شی یرا، پیترو دلاواله ، ژان تونو، توماس هربرت و آدام اولئاریوس بهره برده است. اما شاردن اطلاعات این سفرنامه ها را ناقص و نارسا ارزیابی می کند و معتقد است که آنان درک درستی از جامعه ایرانی نداشته اند. ترجمه جدید سفرنامه شاردن در پنج جلد می باشد. گزارشات شاردن درباره راه و رسم زندگی مردم ، آیین دربار، وضعیت اصاف، معماری و فضای درونی منازل ، محوطه سازی باغ ها ، درختکاری و گیاه شناسی ( حتی ثبت شیوه های پیوند زدن درختان میوه در ایران) وغیره است سوای اینکه از دقت حرفه ای او در جواهرسازی که پرداختن و توجه به جزئیات را ایجاب می کرد. یکی از اتفاقاتی که وی با آن روبرو گردید ، انجام مراسم تاجگذاری شاه سلیمان بعد از انتشار خبر مرگ شاه عباس دوم بود. این واقعه و همچنین انتخاب جانشین و تاجگذاری سلیمان و رویدادهای دوساله اول سلطنت سلیمان مجموعه مطالبی است که محتوای نخستین کتاب شاردن به نام تاجگذاری سلیمان و فصل چهارم کتاب را تشکیل می دهد.
« ترنم به شعر که ازعادات و شیوه های ایشان به شمار می رفت لذت بخش نبود، ولی هنگامی که به مرحله تجمل خواهی و توانگری رسیدند و به سبب بدست آوردن غنائم ملت های دیگر در مهد رفاه و آسایش واقع شدند آنوقت به زندگی تر و تازه و همنشینان ظریف و شیرینی آسودگی پی بردند».(ابن خلدون،854،2:1362)
درآمد
«بار» در اصل بنا به آنچه در لغت نامه دهخدا آمده به معنی «اجازه» و «باربُد» به معنی «خداوند بار» ، «پرده دار و سالار بار و رئیس تشریفات » است.(دهخدا،4020،3:1377) وآیینی که مربوط به این امر می شود را آیین به تخت نشستن پادشاه و پذیرفتن اشخاصِ مربوط می نامند. (همان جا) درواقع بار یکی از مهمترین آیین های درباری و کشورداری ایران و یکی از آشکارترین مثال های پیوستگی و استمرار فرهنگ این کشور و نفوذ آن در فرهنگ های دیگر است. گویا در ابتدا، در بعضی از تشریفات، ازمراسم مشابه در مصر و آشور تاثیر پذیرفته و بعداً خود نیز بر مراسم امپراطوری روم و اروپای قرون وسطی و از همه مهمتر بر دستگاه خلافت اثر گذاشته است.(خالقی مطلق،195،1:1375) موضوع این رساله؛ مقاله در جزئیات این آیین با تکیه بر نوع این آیین در دوره های مختلف تاریخ ایران خصوصا با تکیه برعصر صفویه ؛ است.
بار و آیین آن در ایران قبل از اسلام(دوره هخامنشی و ساسانی)
از زمان هخامنشیان برخی سنگ نگاشته ها از صحنه بار شاهان وجود دارد که خود گواهی بر اهمیت بزرگ این آیین است. نقش های برجسته بر روی سنگ از دوران هخامنشی ، بویژه نقشی که گروه باستان شناسان امریکایی درسال 1315ه.ش در محل خزانه تخت جمشید کشف کردند، مراسم باردادن داریوش را نشان می دهد. مراسم بدین شرح بود که متقاضی درخواست خود و دلایل آن را به رئیس تشریفات تسلیم می کرد و رئیس تشریفات مراسم معمول را توضیح می داد و در روز موعود او را تا حضور شاه همراهی می کرد. شاه با لباس و زیورهای سلطنتی ، کلاهی موسوم به « کَدرِس » برسر، عصای سلطنتی بلندی در دست راست و گل نیلوفری در دست چپ، راست بر تختی که دارای پشتی بلند بود می نشست . خدمتکاران و محافظان شخصی شاه پشت سر او می ایستادند.(خالقی مطلق،195،1:1375)
باتوجه به شرح پلوتارخ و تصاویر سنگ نوشته های این دوره می توان تشریفات بارخواهی را در دربار هخامنشی در خطوط کلی چنین ترسیم کرد که بارخواه نخست به رئیس بار که همان « هزارپد» یا به یونانی chiliarch یعنی« رئیس گارد» معروف هزارپاتی بود رجوع می کرد.(همان جا) در شاهنامه این مقام «سالاربار» و«پرده دار» خوانده شده است.(فردوسی،291:1374) شخص بار خواه نام و تقاضای خود را می گفته و در صورتی که پادشاه حاضر به پذیرفتن او می گشت ، رئیس تشریفات بار دست راست او را می گرفته و به حضور شاه می برد.(خالقی مطلق،398،19:1366) مهمترین نکاتی که بارخواه می بایست در حضور پادشاه رعایت کند این بود که در جلوی پادشاه به رسم زمین بوسی خود را به خاک افکند، از مرز معینی به پادشاه بیشتر نزدیک نشود، پیش از پادشاه لب به سخن نگشاید، هنگام سخن گفتن با پادشاه دست خود راجلوی دهان بگیرد و مواظب سخن خود باشد. (همان جا)
مهمترین باری که در دربار هخامنشی برگزارمی شد، هنگام جشن های نوروز و مهرگان بود. در روز نوروز بزرگان و نجبای پارسی و مادی از پله وسیعی که مقابل تخت جمشید قرار گرفته است بالا می رفتند و در مقابل «دروازه بزرگ خشایارشا» از میان مجسمه هایی که نیمه پیکرشان انسان و نیمه دیگر حیوان است و به عنوان نگهبان در مدخل کاخ قرار داده شده اند عبورمی کردند. این حیوانات افسانه ای هراسناک، کم نظیر دنباله حیوان های عجیب الخلقه آشوری بودند، در واقع این تمثال ها برای بزرگداشت شاهنشاهی هخامنشی در این مکان قرار داده شده بودند.(گیرشمن،154،2:1346)
کاخ های هخامنشی معمولا مرکب از چهار قسمت بود. دروازه اصلی ، تالارپذیرایی، تالار بار و اطاق های مسکونی، جای برگزاری این بارها معمولا در تالاری از کاخ بود ، ولی در بهار و تابستان گاهی در باغ کاخ سلطنتی، برگزار می شد. در این حالت ، تاج وتخت را به باغ می بردند و سایبانی برپا میکردند. در دوران هخامنشیان تالار صد ستون که آن را « تالار تخت » نیز می نامیدند از تمام تالارهای تخت جمشید مجلل تر بود و شاهنشاه درآنجا هدایای ملل دیگر را می پذیرفت.(همان:201) اما معمولا از تالار کاخ آپادانا برای این مراسم بار شاهی استفاده می کردند. (همان:138) با نگاه به موقعیت و آثار به جا مانده از این کاخ مشاهده می کنیم که دو پلکان بزرگ در دو طرف شمال و مشرق در مقابل کاخ آپادانا واقع است. در نمای خارجی پلکان، اشخاصی که در تشریفات نوروز شرکت دارند نشان داده شده اند. در آن قسمت که پله ها واقع اند سربازان نگهبان پارسی در دو ردیف روی پله ها ایستاده اند، و از میان آنها شاه و بزرگان مملکت خواهند گذشت. در این جشن ها بزرگان قوم های ایرانی و ساتراپ ها با پیشکش های خود به پیشگاه پادشاه بار می یافتند . نمایندگان 23 ملت تابع شاهنشاهی و درباریان پارسی و مادی، همراه اسب ها و گردونه های پادشاهی و سربازان شوشی دیده می شوند.(همان:154) نمایش این واقعه هنوز بر روی پله های کاخ آپادانا دیده می شود.(تصویرشماره 1)
در واقع چنین به نظر میرسد که شاه هخامنشی با همه قدرت خود و با وجود همه تشریفات سنگین و دقیق سعی داشت خودرا پادشاهی پدر وار و آخرین مرجع قانون و آخرین ملجأ بارخواه که به کار او به اغماض و لطف می نگریست، رفتار کند. در واقع اعیاد بزرگ ملی ایرانیان مانند نوروز و مهرگان موقعیتی بود برای دادن هبه های بزرگ و اعطای هدایای افتخارآمیز توسط پادشاه؛ به طوری که مجرمین در چنین روزهایی مورد عفو قرار می گرفتند و اگرمجرم دارای خون اشرافی بود اجازه سرکشیدن جام عفو«کاسه امان را می یافت.(اشپولر،135،2:1369) درواقع این رفتار پراغماض پادشاه با بارخواه ، آخرین امید مردم بود که با بار یافتن به حضور پادشاه بتوانند همه بی عدالتی ها و کارشکنی های ماموران دولتی و درباریان را که در حق آنها شده بود را جبران کنند. به سخن دیگر بار دادن مترادف «داد دادن» و بارخواهی و باریابی مترادف «دادخواهی و دادیابی » بود. از این رو یکی از معیارهای
295275-3619504880610-829881500
مهم داد دوستی پادشاه در چشم مردم این بود که پادشاه زود به زود به بار بنشیند. چنانکه خواجه نظام الملک در سیاست نامه می گوید: «چاره نیست پادشاه را از آنکه هرهفته ای دو روز به مظالم بنشیند و داد از بیدادگران بستاند و انصاف بدهد و سخن رعیت به گوش خویش بشنود بی واسطه».(نظام الملک،12:1364)
در ایران باستان ، بارشاهی بخش مهمی از نظام حکومتی بود و باردادن از پادشاهان جدا نبود. چنانکه با موقوف ماندن بار، پادشاهی نیز موقوف می ماند.(فردوسی،722:1374)
به همین جهت آموزش قواعد مراسم باردادن بخشی از تعلیم و تربیت شاهزادگان بود. (جاحظ،96:1386) و به دلیل اهمیت این تشریفات بود که پرده دار از یکی از اسواران انتخاب می شد و او را«خرم باش» می گفتند.(مسعودی،241،2:1347) اسواران در واقع به مانند همان افسران لشکر ساسانی بودند.(کریستنسن،79:1384) اهمیت این منصب در دوره ساسانی به قدری است که راوندی به نقل از عمل اردشیر بن بابک ساسانی مینویسد؛ «و آیین جهانداری و رسوم شهریاری ظاهر کرد؛ اردشیر بابک گفت پاذشاه بایذ که وزیری را بدست آرذ و حاجبی را بگمارذ و ندیمی را بدارذ و دبیری را بیارذ که وزیر قوام مملکت بوذ و ندیم نشان عقل شوذ و دبیر زیان دانش او باشذ و حاجب سیاست افزایذ».(راوندی،97:1385) همچنین مسعودی می گوید؛ «خواص اردشیر سه طبقه بودند، نخست اسواران و شاهزادگان بودند و جایِ این طبقه طرف راست پادشاه بود و ده ذراع با او فاصله داشتند و اینان نزدیکان و ندیمان و مصاحبان شاه بودند و همه از اشراف و دانشوران بودند. طبقه دوم ده ذراع از طبقه اول جای داشت و اینان مرزبانان و شاهان ولایات مقیم دربار بودند و سپهداران بودند. جای طبقه سوم نیز ده ذراع دورتر از جایِ طبقه دوم بود و اینان دلقکان و بذله گویان بودند اما در این طبقه سوم پست نژاد و فرومایه وجود نداشت».(مسعودی،239،2:1347)
گویا مقام اسواری مقامی موروثی بوده است و چون یکی از آنان می مرد یک اسوار زاده دیگر را که تربیت یافته بود به پرده داری می گماشتند و بدین نام می خواندند و هر که به رتبه پرده داری می رسید، همیشه به حکم شاه از طبقه شاهزادگان یا از پسران اشراف منتخب می گردید و چون او زندگی را بدرود می کرد به جای وی، از همان طبقه و با همان درجه ، فرد دیگری معین و گماشته می شد.(جاحظ،96:1386) که همان طور که گفته شد دارنده این مقام نام خرم باش را داشت. (مسعودی،141،2:1347)
در همه دوره های تاریخ ایران، دارندگان این مقام از منزلت و نفوذ بسیاری برخوردار بودند و غالبا در جریان توطئه هایی قرار داشتند که در برخی از موارد به خلع یا قتل فرمانروا و گاهی نیز به ارتقای مقام خود ایشان منجر شده است . در این مورد می توان به شرحی که در تاریخ بلعمی درباره سوء قصد به جان بهرام چوبینه در جریان بار دهی صورت گرفت اشاره نمود؛ «پس از این رسول سوی خاتون شد و او را خواسته بسیار بداد و گفت حیلت کن تا بهرام را تباه کنی . خاتون را غلامی بود ترک و او را بیست هزار درم بداد و گفت دشنه را به زهر آب داده برگیر و گفت: برو بدر بهرام و بار خواه و با او حدیث کن از زبان خاتون و او را دشنه بزن . غلام بدر بهرام شد و گفت پیغام خاتون دارم چون در شد و با بهرام حدیث می کرد دشنه از آستین بیرون کرد و بر شکم بهرام زد».(بلعمی،1087،2:1341)
در واقع هر کس در هر مقامی که بود می بایست نخست بوسیله پرده دار از شاه اجازه بار می گرفت. روایت زیر اهمیت این مسئله را آشکار می کند بر طبق گزارش جاحظ روزی که یزدگرد پسرش بهرام را بدون آن که قبلا اجازه بارگرفته باشد در بارگاه خود می بیند به او دستور می دهد که برود و پرده دار را سی تازیانه بزند و شغل پرده داری را از او بگیرد. بهرام پس از اجرای فرمان پدرش می آید تا دوباره درون بارگاه گردد. ولی این بار پرده دار جدید مشتی بر سینه او می زند و مانع از ورود وی به درگاه پادشاه می شود و به او می گوید اگر یک بار دیگر تو را در اینجا ببینم شصت تازیانه ات خواهم زد . سی تازیانه برای ستمی که به پرده دار پیشین نمودی و سی تازیانه برای ستمی که می خواهی برای من کنی .(جاحظ،193:1386)
مراسم بار در دربار ساسانی بر این گونه بود که بارخواه به سالار بار یا پرده دار رجوع می کرد. و درخواست بار یافتن می نمود. سالاربار نزد پادشاه می رفت و پس از گرفتن موافقت شاه بار خواه را بحضور پادشاه می برد.
به سالار نوبه بفرمود شاه که گودرز و طوس و گوانرا بخواه.
(فردوسی ،291:1374)
در موقع باردادن جایگاه بارداده شدگان کاملا مشخص بود هریک از آنان جایگاه مشخصی داشت و میزان نزدیکی آنها به پادشاه نشانه اهمیت مرتبه او بود . مثلا مقام افراد نشسته بالاتر از افراد ایستاده و قرار گرفتن در سمت راست پادشاه مسلماً مهمتر و با اهمیت تر از سمت چپ پادشاه بود.(کریستنسن،285:1384) (فردوسی،694:1374)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *